شعر
بوى تو به هرجا كه رسيدن گيرد * دل پيرهن صبر دريدن گيرد
قال اللّه تعالى :
« إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ . »
عادت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم آن بودى كه باران را استقبال كردى و سر مبارك برهنه كردى تا باران برو بارد و به او تبرّك جستى و گفتى : « جديد عهد بربّه » ، يعنى از حضرت خداى نو مىآيد .
پس خرقهء پاره شده قريب العهد است به تأثير ربّانى . پس حكم خرقهء پارهشدهء مجروح آن است كه بر حاضران از جنس و ناجنس كه معتقد اين قوماند متفرّق كنند كه حكم عمر رضى اللّه عنه اين است كه : « الغنيمة لمن شهد الوقعة . »
و حكم جامه و خرقهء درست كه در موافقت و تبعيّت اين خرقهء ممزّقه انداخته باشد يا خود افتاده باشد مفوّض براى حكم شيخ آن وقت است كه اگر بعضى را همچنان درست به فقيرى دهند حكم او راست و اگر پاره پاره كند و قسمت كند هم حكم او راست .
و بعضى گفتهاند كه هر حكم كه خرقهء اول راست خرقههاى موافقت را همان حكم است و پاره كردن را اسرافى نگويند ، بهر آنك فقرا پارهء به جامه نفع مىگيرند چنانك به جامهء درست نفع مىگيرند .
امير المؤمنين على رضى اللّه عنه روايت مىكند كه رسول اللّه را صلّى اللّه عليه و سلّم حلّهاى در حرير پيچيده هديه آوردند . آن را نزد من فرستاد . من به حضرت رسول اللّه رفتم و گفتم اين جامه را چه كنم ؟ بپوشم ؟ فرمود كه مپوش ! و لكن پاره كن و خمارها ساز و در ميان فواطم پخش كن ، يعنى فاطمه بنت اسد و فاطمه بنت رسول اللّه و فاطمه بنت حمزه . و اين روايت وجهى است از سنّت در پاره كردن جامه و درانيدن آن .
و بعضى از مشايخ گفتهاند كه جامهء پارهشدهء مجروح را پارهها سازند و بر جمع قسمت كنند ، و آنچ درست باشد به قوّال دهند به دليل حديث كه ابو قتاده رضى اللّه عنه از رسول اللّه روايت كرده است كه در روز حرب حنين بعد از جنگ فرمود : « من قتل قتيلا فله سلبه . »