امّا اين حكم در خرقهء پارهشدهء مجروح البته نشايد ، آن را سهم سهم بر حاضران قسمت بايد كردن .
و اگر در وقت قسمت كردن كسى درآيد كه در سماع حاضر نبوده باشد او را هم نصيب دهند كه ابو موسى الاشعرى رضى اللّه عنه روايت مىكند كه بعد از فتح خيبر به سه روز به حضرت رسول اللّه رسيدم ، ما را از غنيمت بخش داد و غير از ما كسى ديگر را كه در فتح حاضر نبود نداد .
و شيخ ما نجم الدّين كبرى رضوان اللّه عليه فرموده است كه تخريق جامه را شرائط است ، يعنى جامه را كه در سماع درانده باشند و آن را پاره پاره سازند تا بر جمع تفرقه و قسمت كنند اين شرائط را درو نگاه دارند :
اول آن است كه جامهاى كه تخريق را شايد بايد كه از آن كسى باشد كه خرقهء او به مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم منسوب باشد و از دست شيخى امين كه مشيخت را شايد ، از راه ارادت پوشيده باشد و آن خرقه بايد كه كبود باشد يا فوطه يا برد يمانى ، و اگر سفيد است تخريق را نشايد مگر كه با صاحب آن خرقه حالى و امرى عظيم باشد كه شايستهء تخريق گردد .
و گفتهاند كه جز مشايخ را يا كسانى را كه در مرتبهء مشايخ باشند نرسد كه جامه را در سماع تخريق كنند . جوانان و مبتديان را مرتبه و حال جامه درانيدن نباشد .
و چون جامه تخريق كرده شد هم شيخ آن را بگيرد و به اندازه پاره پاره كند و به خانقاهها فرستد ، و اگر اهل خانقاهها حاضر نباشند به خادمان هر خانقاهى بدهد تا بر اصحاب خود قسمت كنند و الّا به ده كس دهد تا ايشان به يكديگر رسانند ، و هر يكى از خادمان چون در خانقاههاى خود قسمت خواهند كردن بايد كه طعامى سازند و به كار برند و به جمعيّت خاطر قسمت كنند و اگر بىحضور شيخ طعام قسمت كنند شايد ، امّا نوعى از بىالتفاتى باشد .
و اگر در شهر مريدان باشند كه ساكن خانقاههاى خود باشند اندك اندك از آن خرقهها به ايشان فرستد و باقى را شيخ به خادم دهد تا اگر محبّى درخواست كند بدهد .
أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 220
مساهمون: ايرج افشار
ص٢٢٠