تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
آن را كه ميان بسته به زنّار نبو * او را به ميان عاشقان كار نبو
ابو القاسم « 1 » كسى به خدمت شيخ فرستاد كه اين چگونه روا باشد كه اين چنين سخنى گويند و تو آن را استماع كنى ؟ شيخ گفت ابو القاسم « 1 » را بگوئيت كه ما ازين بيت الفاظ نمىشنويم ، همه اسرار حقايق مىشنويم ! و هم شيخ گفته است كه مغنّى را در سماع احسنت و آفرين نشايد گفتن ، و بيت او را نشايد راست كردن . به دل مستقيم بايد شنيدن . امّا بعضى گفته‌اند كه تحسين شايد كردن ، جهت آنك به حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم نابغه شعر انشاد كرد . به اين بيت رسيد كه :
و لا خير فى حلم اذا لم يكن له * بوادر تحمى صفوة ان تكدّرا
و لا خير فى امر اذا لم يكن له * حكيم اذا ما اورد الامر اصدرا
رسول اللّه او را فرمود احسنت ! يا « ابا ليلى لا يفضض اللّه فاك » ، و به سبب اين دعا او زيادت از صد سال عمر يافت . حكايت در حضرت شيخ العالم سيف الدين باخرزى رضوان اللّه و سلامه عليه اين آيت را برخواندند كه :
« وَ أَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي »
. شيخ فرمود : بيت
آنى كه دل و ديده ترا دارد دوست * ور نى تو چنان خوب نه‌اى من دانى
وقتى ديگر شيخ اين آيت را شنيد كه :
« وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ »
. فرمود : بيت
اى به حسن آفت جهان كه تواى « 2 » * كه شناسد ترا چنان كه تواى « 3 »
وقتى ديگر شيخ اين آيت را شنيد كه :
« مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ »
. فرمود :
هامش
( 1 ) - اصل : ابو القسم . ( 2 ) - اصل : توييى . ( 3 ) - اصل : توى .