تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
و اگر كسى را كه اهل سماع باشد همان روز خبر دهند و حاضر آرند هم شايد ، امّا هر كه وقت تعيين كند تا اصحاب او در آن هفته آن وقت حاضر شوند و برو جمع شوند آن دوكان دارى و تكلّف و خويشتن نمائى و حبّ رياست باشد ، درويشى و ادب طريقت مشايخ نباشد . و از دور صحابه تا به امروز هيچ شيخ دين‌دار صاحب ولايت سماع را در اوقات معيّن نكرده است ، و اين سخن در جميع كتب مشايخ و آداب مسطور است . و اين چه درين روزگار ما در خوانيق و رباطات شبهاى معيّن از دوشنبه يا آدينه جمعيّت و سماع مىسازند عمل مزوّران و خويشتن‌فروشان است و از غايت غفلت و جهل ايشان است كه خود نمىدانند ، و نمىدانند نيز كه ديگران مىدانند و پسنديده نمىدارند . جلباب حيا را از پيش روى دين خود برداشته‌اند و از خداى و اصحاب دل شرم نمىدارند و خود را در نظر اصحاب بصيرت فضيحت مىكنند ، و العياذ باللّه من ذلك . هر كس كه او تربيت شيخى صاحب همّت يافته باشد يا از كنج خانهء صدق و صفا بويى به مشام دل و جان او رسيده يا از مرتبهء عامىگرى و قبول عام‌ّجويى و شهرت طلبى قدمى پيشتر نهاده باشد اين چنين كار نكند و مجامع به تكلّف ساخته در اوقات معيّن برنه‌انگيزد . اوراد و طاعات را اوقات موزّع و معيّن باشد ، لكن سماع از قبل واردات است . تعيين وقت به او چه لايق باشد ! يكى از مشايخ گفته است سماع شهوتى است در قعر شبهه . عارفى صاحب بصيرت بايد كه شهوت خود را ازو بربايد و خورد ، چنانك به شبهه آلوده نگردد . و گفته‌اند كه سماع صراطى است كه جميع طوايف برو مىگذرند . صاحب يقين و صاحب شكّ و صاحب جحود همه مىگذرند . امّا بعضى را به اعلى عليّين برمىآرد ، و طايفه‌اى را به اسفل السّافلين به روى درمىاندازد . وقتى مريدى با شيخ خود گفت كه جملهء مشايخ به سماع ميل كرده‌اند ! شيخ گفت بلى هرچگاه تو نيز همچو ايشان شوى سماع بشنو ! هر كس كه در سماع تبسّم يا لهو كند نشايد كه در مجلس سماع حاضر آيد .