تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
* * *
جانان طلبى ز مردِ جان دوست خطاست ! * عيّارى و بددلى به هم نايد راست !
و در رقص نيز خبرى مأثور آمده است كه در آن وقت كه على بن ابى طالب و برادر او جعفر و زيد بن الحارثة رضى اللّه عنهم به جهت خواستن دختر حمزه را با يكديگر خصومت كرده بودند و او را از مكّه بيرون كرده رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم على را گفت : « انت منّى و انا منك » . او رقص كرد و جعفر را فرمود : « اشبهت خلقى و خلقى » . او نيز زيادت از على رقص كرد و زيد را گفت : « اخونا و مولانا » . او به اين سخن زيادت از جعفر رقص كرد و بعد از آن كه اين تشريفات بفرمود حكم كرد كه دختر حمزه را جعفر گيرد . و اين رقص ايشان گوئيا از وجد فرح و ارتياح صدق و قول حقّ بود . و در حديث مشهور است كه حبشيان در پيش رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم رقّاصى مىكردند و رسول اللّه با ايشان نظر مىكرد و عايشه را فرمود كه مىخواهى تا رقص حبشيان « 2 » را نظر كنى ؟ عايشه رضى اللّه عنها بيامد و در عقب رسول اللّه بايستاد و از ميان گردن و گوش رسول اللّه نظر مىكرد ، و حبشيان در رقص و حركات خود در اشعار خداى را به نعمت اسلام ياد مىكردند و صفت رسول اللّه برمىگفتند « 1 » و برو ثنا مىخواندند . و بدانك صدق بعينه پسنديده است و تكلّف بعينه زشت است ، و هر كه تكلّف مىكند دشمن داشتهء خداست در هر چيز كه هست . و در حديث آمده است كه صدّيقان چون ذكر خداى شنوند دلهاى ايشان به سوى آخرت در طرب آيد . و از علماى سلف مروىّ است كه خداى تعالى در كتب پيشينهء منزله فرموده است : « غنيّنا لكم فلم تطربوا و زمّرنا لكم فلم ترقصوا » . اين سخن به طريق ضرب مثل است و داخل احوال مشتاقان است . يعنى كه ما شما را از خود ياد داديم ، شما از ذكر ما در خود هيچ طرب نمىيابيت و شما را به خود تشويق كرديم و شما از شوق هيچ در سير و حركت نمىآييت ، قال اللّه تعالى :
« وَ ما يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ »
، اى بسا تفاوت از بنده‌اى كه با هواى خود چنان
هامش
( 1 ) - اصل : مىگفتن . ( 2 ) - اصل : حبشه .
أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 197 | ايرج افشار / أبو المفاخر يحيى باخرزى