تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
در خمر مىكنند به جاى آرى آن نبيذ و شربت حرام گردد ، و مذهب سفيان ثورى بر اين است . و عبد اللّه عبّاس و غير او از صحابه را پرسيدند كه قبله شايد دادن يا نه ؟ گفت جوانان را مكروه دارم و لكن پيران را باكى نباشد ، به جهت آنك پيران به بوسه قناعت كنند و جوانان چون بوسه دهند به زيادت طمع كنند . غرض ازين سخنان آن است كه اختلافى كه در معانى و احكام پديد مىآيد به سبب اختلاف احوال اصحاب و جهات و كيفيّات آن معانى است ، و تفاوتى كه در اشياء به ظهور مىآيد از جهت تفاوت معانى و مراتب دانندگان آن اشياست ، تا شعور تو به چيزى از چه جهت حاصل آمده است ، به همان جهت آن چيز را نفى يا اثبات مىكنى ، يا به حسب محلّ آن حكم جواز و عدم جواز را اطلاق مىكنى . سماع طريق بعضى از محبّان اين حضرت است و حال مشتاقان است . هر كس كه مجملا سماع را انكار كند و بىآنك مفصّل بيان كند نفس سماع را حرام گويد هفتاد صدّيق را منكر شده باشد ، و چندين صاحب ولايت با كرامت را به فساد عمل نسبت كرده باشد ، نعوذ باللّه من ذلك . و در صحيحين و مصابيح چند حديث است كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم سماع شنيده است . اهل دانش و بينش از سماع علومى دانسته‌اند كه ديگران نمىدانند ، و از صحابه و تابعين درين باب سخنانى شنيده‌اند كه بيگانگان نشنيده‌اند . لكن فساد كار از آن است كه درين راه نااهلان درآمده‌اند و سماع را از حال خود بگردانيده و آنچ مقصود از سماع آن است از آن خبر و اثر نيافته ، و سماع را به هوا و حظّ نفس استماع مىكنند . حالت ايشان چنان است كه خداى تعالى فرموده است :
« اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً »
، سماع دين قومى است كه به اين راه خداى سبحانه و تعالى رفته‌اند و همه ذكر و وجد يافته .