معانى به تأويل محتاج است و از فهم دور تر است ، و سماع موطن تدبّر و تفكّر نيست .
يحيى معاذ رازى مىگويد كه سه چيز را گم كرديم و باز نمىيابيم و تا شود نيز قليلتر گردد : اول روى خوب با صيانت ، دوم سخن خوب با ديانت ، سيم حسن اخوّت باوفا و امانت .
و ادب مغنّى آن است كه اشعارى برگويد كه درو اوصاف اهل محبّت و تايبان از خود و خايفان از قطيعت يا اهل رجا باشند يا معانيى كه مرد را بر صدق معامله و ارادت باعث شود .
و اشعارى كه ازين معانى درو نبود اگر نداند اوّل بياموزد تا آنگاه شايستهء محفل صوفيان گردد .
و ابن مجاهد را رحمة اللّه عليه عادت آن بود كه هر دعوتى كه درو سماع نبودى اجابت نكردى . هر كس كه خواستى تا او را دعوت كند اوّل سماع آماده كردى .
شيخ ابو محمد راسبى « 1 » با اصحاب خود به مجلس سماع حاضر آمدى و به گوشهاى تنها نماز كردى و اصحاب در سماع بودندى .
و مريد را مكروه است كه غزل و اوصافى كه غور آن از فهم بعيد باشد استماع كند .
جنيد گفته است كه هر مريدى را كه بينى كه به سماع ميل مىكند بدانك درو بطالت هنوز باقى است .
و ادب آن است كه قوّال بايد كه از درويشان باشد تا نيّت و اعتقادى نيكو داشته باشد در حقّ درويشان .
و اگر قوّال از عامّه باشد شرط آن است كه او را طعام نيكو دهند و عطاى جزيل بخشند و با او بسط كنند تا مودّت اين جماعت و محبّت اين طايفه در دل او متمكّن شود ، « فانّ النّفوس مجبولة على حبّ من احسن اليها . »
و ابو محمد قزوينى از اولياء اللّه بود . سماع شنيدى و در وجد آمدى و نعره زدى .
و شيخ ابو سعيد اعرابى اسامى جمعى از مشايخ را ذكر مىكرد كه خردترين ايشان جنيد بود و طبقات مشايخ جنيد و استادان او را نيز ذكر مىكرد كه همه سماع مىشنيدند و در حركت مىآمدند .
هامش
( 1 ) - اصل : ابو محمد بن راسى ، اين شخص عبد اللّه بن محمد نام دارد و تصحيح مبتنى بر طبقات الصوفيهء انصارى و سلمى است .