تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
و ابو الخير اسود العسقلانى « 1 » از اولياء اللّه بود . سماع مىشنيد و واله مىشد و در وجد مىآمد و در علم سماع كتابى تصنيف كرده است و به براهين منكران سماع را ردّ كرده است و دلائل ايشان را جواب گفته . و ابو على رودبارى و برادرزادهء او عبد اللّه كه از علماى دين و پيران سلف بوده‌اند در سماع كتابها تصنيف كرده‌اند و از سلف خود نيز نقل كرده . و از مشايخ صوفيّه نيز منقول است كه جماعتى را ديديم كه بر آب و بر هوا مىرفتند و همه سماع مىشنيدند و واله مىشدند و در وجد مىآمدند . يكى از مشايخ صوفيّه مىگويد كه بر ساحل دريا سماع شد . بعضى ازين برادران ما بر روى آب در رقص آمدند و به پهلو مىگشتند ! چنانك بر زمين كنند . يكى از صوفيان را وجدى در سماع پديد آمد . شمع را بگرفت و به چشم خود فرومىبرد . من نزديك او رفتم . در چشم او نظر كردم . ديدم كه آتشى يا نورى از چشم او بيرون مىآمد كه اين آتش شمع به جاى آن سرد مىنمود . بعضى از صوفيان را ديده‌اند كه در سماع بر هوا برآمدند و رقص مىكردند . و از صحابهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم عبد اللّه بن جعفر و عبد اللّه بن زبير و مغيرة بن شعبه و معاويه « 2 » سماع شنيده‌اند و صحيح است بىشكّ ، و غير ايشان هم شنيده‌اند ، رضوان اللّه عليهم اجمعين . و خلاصهء قول و مجمل قول درين باب سماع آن است كه هر كه سماع شنود و صفات نفس برو ظاهر گردد و حظوظ دنيا به ياد او آيد سماع بر آن كس حرام است . و هر آن كس كه سماع شنود و ذكر خداى برو ظاهر شود و آخرت را باز ياد او دهد و شوق خداى در باطن او شعله زند و از قهر او حذر كند و از وعد و وعيد او خايف شود آن سماع عين ذكر باشد از اذكار . چنانك بعضى از محرّمات آن است كه اصل او حرام نيست ، به وصف حرام مىشود . شربت را و نبيذ را اگر قدح گردان كنى و مجلس برسازى و لهو و لعب كنى و افعلى كه
هامش
( 1 ) - اصل : العشقلانى . ( 2 ) - اصل : معاويه .