نظر كند به حقّ نظر كند تو بر وى هيچ دست و ظفر نيابى ! جنيد گفت « صدقت . »
و افضل الصّادقين و امام المتّقين ابو طالب مكّى رضى اللّه عنه در قوت القلوب آورده است كه در افضل ايّام سال كه آن ايّام معدودات است و حقّ تعالى بندگان را امر فرموده است در آن ايّام تشريق به ذكر و عبادت ، قال اللّه تعالى :
« وَ اذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُوداتٍ »
و اهل حجاز در مكّه سماع مىكنند و از قديم باز چنين بوده است ، و هميشه از قديم باز اهل مدينه از جهت سماع را به مكّه مىآيند و اهل [ مكّه ] به جهت ايشان سماع مىكنند و تا اين زمان ما حال بر همين منوال است .
و من كه ابوطالبام مروان قاضى را دريافتم . او را كنيزكان بودند مغنّيه كه به جهت اهل تصوّف را آماده داشته بود . به هر وقت اهل تصوّف را جمع كردى و سماع دادى .
عطّار را رحمة اللّه عليه دو جاريهء مغنّيه بودند كه اخوان صفاى او را سماع دادند .
امّا درين روزگار ما ازين قول اجتناب بهتر ، مگر اصحاب طهارت و مجاهده را كه نفس را محكوم خود كرده باشند و بر چشم و دل خود حاكم گشته .
و شيخ شهاب الدين سهروردى قدّس اللّه روحه در عوارف گفته است كه : « قول الشّيخ ابى طالب يعتبر لوفور علمه و كمال حاله و علمه باحوال السّلف و مكان ورعه و تقواه ، و فى كتابه ما يدلّ على تجويز السّماع و نقل عن كثير من السّلف صحابىّ و تابعىّ و غيرهم . »
و شيخ ابو الحسن بن سالم را رحمة اللّه عليه سؤال كردند كه مىشنويم كه تو سماع را انكار مىكنى و جنيد و سرّى سقطى و ذو النّون مصرى همه سماع كردهاند . گفت من سماع ايشان را چگونه منكر شوم ؟ و عبد اللّه بن جعفر طيّار سماع را نيز شنيده است ، رضى اللّه عنه ، لكن من لهو و لعب را در سماع منكرم ، قرآن كه در معانى حقّ و حقيقت غايت و افضل علوم است چون لهو نفس و لعب طبع و مزاج درو داخل شود موجب انكار گرد و كراهت در وى اندر آرد و آخرت و علم از وى بيرون برد .
و حكم نظر و كلام همچون سماع است .
عيسى عليه السّلم من گويد هر كه نظر بهر عبرت نكند آن نظر لهو باشد و هر كلامى كه