بر كنارهء دريا نشسته بودم . جمعى درآمدند « 1 » و در گوشهء اين مسجد نشستند و قولى برمىگفتند و سماع مىكردند . من به دل خود انكار كردم كه در خانهء خداى اينها شعر و قول برمىگويند .
چون شب در آمد رسول اللّه را ديدم ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، در همان ناحيهء مسجد نشسته و ابو بكر رضى اللّه عنه بر پهلوى او بود و قولى برمىگفت و رسول اللّه دست مبارك را بر سينهء او نهاده بود همچون كسى كه در وجد باشد . من با خود گفتم كه رسول اللّه سماع مىشنود ، من بر آن قوم چرا انكار كردم ! رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم به سوى من التفات نمود و گفت : « هذا حقّ من حقّ . »
و اين سخن دليل آن است كه سماع بر دو نوع است :
يكى نوع آن است كه از وجد به حقّ و از سر صدق و شوق يا حزن يا خوف يا محبّت باشد ، و اين نوع طريقى است الى اللّه تعالى و دليلى است من اللّه تعالى عزّ و جلّ .
و نوع دوم آن است كه در لهو ديد خلق باشد . شهادت چيزى در تحت خلق در آمده باشد ، و اين نوع سماع لعب و لهو و هواست . وجد او در مقام شبهات است .
اختلاف حكم سماع از اختلاف احوال سامعان است . مرد صادق محقّق سماع را از صادق محقّق مىشنود . و متواجد مبطل از نغمه و خلق مىشنود .
و نغمه از شهوت خفّيه است كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم فرمود : « اخوف ما اخاف على امّتى الشهوة الخفيّة و النغمة الملهية . »
بيت
چو نام تو گويم زبان درنگنجد « 2 » * چو جام تو نوشم دهان درنگنجد « 2 »
ندانم كجائى و دانم كه از لطف * هر آنجا تو باشى مكان درنگنجد « 2 »
و ابن مسعود رضى اللّه عنه روايت مىكند از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم : « الغناء ينبت النّفاق كما ينبت الماء الزّروع » ، و اين حال كسى باشد كه سماع به شهوت و حظّ نفس و ديد خلق يعنى
هامش
( 1 ) - اصل : آمدن .
( 2 ) - در هر سه مورد در اصل : نكجند ( ؟ ) .