و در اين حكايت تخويف و تنبيه مستمعان است . جهت آنك سماع علمى است كه لايق اهل صفا است . هر كه را باطن مكدّر باشد و به باطن تيره شنود ضرر و محنت او گردد و از نقصان مشاهدات آفات به او راه يابد .
و يكى از نقصان مشاهده آن است كه سماع را از نغمه و صوت شنود . او همچون كسى باشد كه در عطا نظر او بر دست عطا دهنده باشد و عطا را از دهنده داند .
صوت ظرف معانى است ، چنانك دستها ظروف ارزاق است .
مرد صاحب نظر حاجب يقين رزق را از دست خلق مىگيرد ، و لكن ناظر به حقّ است خلق را نمىبيند و از ايشان منّت نمىدارد . آن نظر خلق بين را ترك كرده است .
مرد محقّق نيز معانى را از صوت مىگيرد ، و لكن به نغمات التفات نمىكند .
از حقّ مىشنود .
هر كه سماع را از مغنّى و نغمات شنود همچون كسى باشد كه رزق را از دست خلق بيند .
هر كه سماع و معانى آن را به تشبيه و تمثيل شنود ملحدى گردد .
و هر كه به هوا و شهوت شنود آن لعب و لهو باشد نه سماع .
و سماع ارباب مزيد و اهل توحيد آن است كه بنده به مشاهدهء علم حقّ و استخراج فهم معانى صفات حقّ استماع كند و آيات صدق و علامات يقين دليل و پيش رو « 1 » او گردد .
و سماع بر سه وجه است : حلال است ، و حرام ، و شبهه .
هر كه به مشاهدهء شهوت و هواى نفس استماع كند حرام باشد .
و هر كه بر صفتى كه شرعا مباح باشد از مرد يا از زن مغنّيه استماع كند و معانى آن را به معقول خود ادراك كند اين سماع شبهه باشد كه من وجه لهو درو داخل است كه به معقول استماع مىكند . امّا بسيار كس از سلف صحابه و تابعين چنين استماع كردهاند .
و هر كه سماع را به دل شنود به مشاهدهء معانى كه او را به خداى دليل گردد و طريق
هامش
( 1 ) ( - پيشرو ) .