كدورتها صاف شده باشد و از گناهان پاك و نظيف گشته .
هر كه در سماع خلقى را مشاهده كند علامت كدورت دل و بعد او باشد .
و هر كه در سماع لعب و لهوى را داخل كند دليل نقصان محبّت و فقدان [ مودّت ] او باشد .
و هر كه بر صوت و نغمه باستد و به همين بسنده كند آن محنت و نقمت روزگار او گردد .
و هر كه صوت اصغا نمايد و درو هم او معنى و مصوّت مصوّر گردد آن فتنه و بلاى او باشد نه سماع .
امّا هر كه گوش استماع بيندازد و دل خود مشاهده كند و فهم را حاضر آرد و ذاكر حقيقى را ياد كند و مذكّر را بداند هرآينه از فتّاح عليم علمى بيابد و به ناطق حكيم در نطق آيد و از سميع به حقّ شنود . پس چنين كس او مستمع ذاكر باشد و شايستهء سماع باشد و اوميد آن توان داشتن كه از سماع انتفاع گيرد ، « و ما يعقلها الّا العالمون . »
ابو العبّاس خضر عليه السّلم مىگويد كه سماع سامعان به حقّ را محبّت و كشف است ، و صادقان محقّق را قربت و عبادت ، و مدّعيان لاهى را فتنه و شهوت .
و مثل سماع همچون سنگ سخت لغزان است . جز اقدام علماى خداى برو ثابت نتوان بودن .
شيخ ابو على ممشاد دينورى رحمة اللّه عليه مىگويد كه رسول اللّه را صلّى اللّه عليه و سلّم در خواب ديدم . گفتم يا رسول اللّه هيچ چيزى ازين سماع را انكار مىكنى يا نه ؟ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم فرمود كه هيچ انكار نمىكنم ، و لكن بگوى تا افتتاح سماع به قرائت قرآن كنند و بعد از سماع ختم بر قرآن كنند . يا رسول اللّه مرا در سماع از جمع رنج مىرسد و گستاخى مىكنند .
رسول اللّه فرمود : « احتملهم يا ابا على ، هم اصحابك » . از ياران خود تحمّل كن . و ممشاد فخر كردى كه رسول اللّه مرا اين كنيت نهاد و ابو على خواند .
و طاهر بن محمّد الهمدانى الرّزاق از علما بود . مىگويد كه روزى در مسجد جامع جدّه « 1 »
هامش
( 1 ) - در اصل جيم مضموم است .