الحرقة و الحرارة و نيرانها ، چنانك نزديك باشد كه در دل نگنجد و خانهء دل را ويران كند . مرد در اضطراب آيد و نعره و فرياد زند .
امير المؤمنين عمر رضى اللّه عنه وقتها در ورد به آيتى رسيدى و از گريه مختنق شدى و بيفتادى و يك روز و دو روز در خانه بماندى . مردم پنداشتندى كه عمر رنجور است ، به عيادت او آمدندى .
و در وقت سماع از خداى كريم رحمت نازل گردد .
و زيد بن اسلم رضى اللّه عنه روايت مىكند كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم فرمود : « اغتنموا الدعاء عند الرّقّة فانّها رحمة . »
و امّ كلثوم از رسول اللّه روايت مىكند كه : « اذا اقشعرّ جلد العبد من خشية اللّه تعالى حرّم اللّه تعالى على النّار . »
قدوهء ارباب طريقت ابو طالب مكّى رضوان اللّه و سلام عليه در قوت القلوب آورده است كه شيخ احمد خرّاز در سماع حركت بسيار كردى و به سماع و نعره مشعوف و مشهور بودى . چون وفات يافت يكى از اصحاب شيخ ابو محمد سهل تسترى او را در خواب ديد . گفت : « ما فعل اللّه بك » .
شيخ احمد فرمود خداى تعالى مرا به حضرت خود ايستانيد و خطاب كرد يا احمد صفات مرا بر صفت ليلى و سعدى حمل كردى ؟ اگر نه آن بودى كه تو يك بار در مقام خالص مرا خواستى من ترا عذاب كردمى . و بعد از آن مرا در وراى حجاب خوف بايستانيد . مدّتى از خوف را بترسيدم و بلرزيدم . و بعد از آن باز مرا در وراى حجاب رضا بايستانيد . من در سخن آمدم و گفتم يا سيّدى هر صفتى كه مغنّى برمىگفت من غير تو كس را نيافتم تا برو حمل كردمى . آن صفات را از تو ديدم و بر تو ديدم . حضرت عزّت گفت « صدقت » ، غير من خود از كجا يا بى تا صفتى برو حمل كنى ؟ بعد از آن امر فرمود تا مرا به بهشت درآوردند . و شيخ احمد را اين شعف سماع در ابتداى كار و اول ارادت بود . بعد از آن به مقامات عرفان ترقّى كرد . نظر او نافذ گشت و گوش او صحيح شد و از غايت علوّ وجدان و قوّت علم و حسن يقين خداى بين و از خداى شنو شد .
أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 183
مساهمون: ايرج افشار
ص١٨٣