و وجه ديگر آن است كه بعد از نماز عصر نماز كردن مكروه است . مسافر سنّت ركعتين تحيّت مقام را ادا نتواند كردن . پس صبر كند تا بامداد به سنّت فرود آيد و سنّت ركعتين هم اقامت كند .
و وجه ديگر آن است كه صوفيان بعد از نماز ديگر به استعداد و استقبال كار شب مشغول باشند و تا نماز شام زمان ذكر و استغفار است ، در آن زمان جمع را به خود مشغول كردن و از ذكر و استغفار باز داشتن نشايد ، « من شغل مشغولا باللّه تعالى اخذه المقت . »
و همچنين نيز صوفيّه بعد از نماز بامداد تا آفتاب يك نيزه برآيد و نماز چاشت گزارند از سجّاده برنخيزند ، درين وقت هم نشايد كه مسافر به خانقاه آيد . چه آمدن مسافر را درين اوقات بىخردى شمرند كه موجب تشويش خواطر شود .
و مسافر را مغمّزى كردن و پاى و تن او را ماليدن خلقى حسن و معاملتى صالح است .
در سنّت آمده است به روايت عمر رضى اللّه عنه كه فرموده است به حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم درآمد . غلام حبشى پشت مبارك رسول اللّه را مغمّزى مىكرد . گفتم : « يا رسول اللّه ما شأنك ؟ » قال : « انّ الناقة اقتحمت بى . »
وقتى كه وجود كسى را تعبى مىرسد يا از سفر فرود آيد ماليدن و خدمت و مغمّزى به جاى آوردن به غايت پسنديده مىافتد ، امّا كسى كه اين را عادت سازد و وقت خفتن تا او را خواب خوشتر آيد تغميز فرمايد اين لايق به حال فقرا نباشد ، اگر چه شرعا رواست . بدان سبب كه در امور ارباب عزايم رخصت درنمىگنجد .
و اگر مسافر راكب باشد بر وى ميان بستن و آستين بر زدن نيست ، اگر همچنان به خانقاه درآيد شايد .
و اگر كسى از سفر نيايد و به خانقاه درآيد بر وى ميان بستن و آستين بر زدن هم نيست .
و از آداب فقير آن است كه چون به رباط فرود آيد سه روز قرار گيرد و بنشيند و هيچ سخن نگويد جز جواب آنچ سؤال كنند ، و به زيارت و ديدن كسى و امرى كه مقصود او ازين
أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 176
مساهمون: ايرج افشار
ص١٧٦