درويشان نگاه داشتن و روز جمعه و روزهاى ديگر سجّاده دارى كردن و بساط افگندن و برداشتن و بيفشاندن و انگشت و آتش در تنور تيمار داشتن و سى پاره به جهت ختم آوردن و باز برداشتن [ و ] در اوقات قرآن خواندن و نمكدان و سبزى بر سفره حاضر كردن و كاسها از مطبخ به سفره آوردن و از بازار حوائج خريدن و به رباط آوردن و سقّائى كردن و جامهء درويشان دوختن يا شستن و سرّاجى كردن و پيكى رفتن به جايهاى دور براى مصالح درويشان و كارهاى ديوان ساختن و دريوزه كردن جهت اصحاب و غير اينها به حسب عرف و عادت آن ولايت .
و مكروه است كه مسافر بعد از نماز عصر به خانقاه فرود آيد و خادم را رسد كه او را فرود نيارد ، جهت آنك خادم سفره را به عدد جمع معيّن ترتيب كرده باشد . چون كسى زيادت شود هرآينه از نصيبهاى كم بايد كردن ، يا يكى شخص را محروم بايد كردن و هر دو نوع شايد كه بر خاطرى گران آيد و گرانى خاطر به هيچ چيز نيرزد ، و چون روز به آخر رسيده باشد خادم نيز نتواند سفره را مزيد كردن . بار بر دل خادم باشد يا رنج بر درويشان .
و اگر نيز خادم مسافر را فرود آورد هم صواب كرده باشد به حكم آنك « طعام الواحد يكفى الاثنين » ، خاصّه كسى كه از دور رسيده باشد و او را جائى معيّن نبود .
و اين ادب بيگاه به خانقاه ناآمدن « 1 » را از سنّت رسول اللّه بيرون گرفتهاند كه رسول اللّه منع فرموده است كه چون از سفر به شهر خود برسيد به شب درمياييت و به خانهها مرويد ، بيرون شهر توقّف كنيت و بامداد درآييت ، « اذا قدم احدكم من سفر فلا يطرقن اهله ليلا » ، و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم همه چاشتگاه « 2 » به شهر درآمدى . عن كعب بن مالك ، رضى اللّه عنه ، انّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم كان لا يقدم من سفر الّا نهارا فى الضّحى . و مشايخ اين معنى را اختيار كردهاند تا اقتداء بر رسول اللّه باشد .
و اگر مسافر تقصير كند و تا آخر روز توقّف نمايد در اداى سنّت تقصير كرده باشد .
پس بعد از نماز عصر هم درنيايد و تأخير كند تا بامداد درآيد و عمل او بر جادّه سنّت افتد .
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ، ولى سوق عبارت حكم مىكند كه « آمدن » درست است .
( 2 ) - اصل : چاشگاه بدون « ت » .