و اگر او از اهل خلوت باشد روزگار به خلوت گذراند يا به قرآن خواندن كه شغل عبادت او را كفايت است .
و قرآن را به آواز بلند نخواند كه استماع بر جمع فرض شود و از جمعيّت ذكر بازماند ، و آن خواندن او مانند ريا شود ، و شايد كه به لحن و خطابى خواند . بر عالمان و عاقلان واجب شود كه لحنهاى او را راست كنند و او را تعليم دهند . پس خانقاه موضع پيرآموز خانه شود و صوفى صافى در وى بيش درنيايد .
و اگر مريد خواهد تا علم و عمل و قرآن و ايمان همه را اينجا جمع كند بايد كه از اصحاب رباط يكى را كه برو سخت نيايد اختيار كند و به انواع تنى و مالى خدمت به جاى آرد تا آن كس او را به گوشهاى مىبرد چنانك آواز او صوفيان نشنوند و او را قرآن مىآموزد .
و درويش نو ارادت و جوانان بايد كه با پيراهن يا با طاقيهاى تنها بر سر پيش مشايخ ننشيند ، مگر كه جز از آن نداشته باشند .
و مسافر در ميان درويشان بايد كه مناظره نكند و دانش ظاهر نكند ، اگر چه او مناظر و عالم باشد . و گوينده بر خلاف صواب باشد به حكم آنك امكان دارد كه او را بدان بيازمايند .
البتّه بايد كه علم ظاهر نكند تا حقّ تعالى او را ظاهر گرداند .
و اگر او را از علمى پرسند تا بزرگترى حاضر باشد بايد كه او جواب نگويد و تفوّق و منصب نجويد و به صفّ دون راضى و شاكر باشد .
اگر او را بزرگان اهل تصوّف پيش دارند يا شيخ بقعه مراعاتى زيادتى كند ، او بايد كه چنان نمايد كه همه جايها پيش من يكسان است و نيكوخواه جمع ياران باشد و به چشم تعظيم در ايشان نظر كند .
و خدمت رباط چند چيز است : مطبخى كردن و نان پختن و جامهء جمع شستن و فرّاشى كردن و رباط را روفتن و سفره نهادن و بيت الطّهاره را پاكيزه كردن و كلوخ آماده كردن و خلال تراشيدن و دادن و به دست شوى قيام نمودن و مؤذّنى و امامت كردن و اوقات نماز
أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 174
مساهمون: ايرج افشار
ص١٧٤