تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
به كسى مخصوص نباشد بنشيند و شب را بگذراند و بام داد « 1 » باز به در خانقاه آيد و تا شب بنشيند . تا سه روز چنين كند . اگر او را فرود آرند و در رباط راه دادند خود نكو ، و اگر راه ندادند به در خانقاه و زاويهء ديگر نرود و از شهر بيرون آيد و سفر كند . و بعد از سه روز يا بيشتر اگر بازآيد و به در رباطى ديگر رود يا باز به همين رباط آيد پسنديده افتد و نيكو باشد . و اگر از اين خانقاه او را ردّ كنند و راه ندهند برخيزد و سفر ناكرده به در خانقاه ديگر رود نشايد ، و او را آنجا راه ندهند و موجب ماجرا و بازخواست گردد . و چون مسافر بعد از تحيّت بقعه بر اصحاب سلام كند بايد كه اصحاب رباط خوش درو نگرند و براى او هم از سجّاده بيرون آيند و او را معانقه كنند . و مسافر نيز از سجّاده بيرون آيد و استقبال كند و ايشان را در كنار گيرد كه جابر بن عبد اللّه روايت مىكند كه چون جعفر از زمين حبشه برسيد رسول صلّى اللّه عليه و سلّم او را معانقه كرد ، و اگر بوسه دهند يا مصافحه كنند هم شايد و باكى نباشد كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم جعفر را كه از سفر برسيد بر ميان دو چشم او بوسه داد . و در حديث آمده است كه : « قبلة المسلم اخاه المصافحة . » و اگر اصحاب بعد از سلام و معانقه نشينند و از احوال شهرها و مشايخ و مهمّى كه باشد بپرسند خبر ندهد ، مگر كه مصلحت ايشان در آن باشد . مصلحت و نصيحت از ايشان باز نگيرد و دريغ ندارد . و سه روز عدّت خانقاه بدارد يعنى كه از سر سجّاده برنخيزد الّا به ضرورت . و سنّت و ادب آن است كه مسافر اصحاب رباط را سفرهء حقّ القدوم دهد كه روايت است از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم كه جهت قدوم را يكى شتر كشت . و مستحبّ آن است كه چون مسافر فرود آيد خادم طعام پيش او آرد كه لقيط رضى اللّه عنه روايت مىكند كه ما جمعى رسيديم و به خانهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم رفتيم . رسول اللّه در منزل خود نبود . عايشه رضى اللّه عنها فرمود تا طعامى جهت ما ساختند و خرما نيز آوردند و خورديم و بعد از آن رسول اللّه آمد و گفت چيزى يافتيت و خرديد « 2 » ؟ گفتيم بلى خورديم .
هامش
( 1 ) - ( - بامداد ) . ( 2 ) - كذا در اصل ( - خورديد ) .