ظاهرا قديمترين ( تا آنجا كه بر اينجانب معلوم است ) ذكرى كه از سيف الدّين باخرزى در متون قديم هست اشارهاى است از عطا ملك جوينى در تاريخ جهانگشا ( تأليف حدود 658 ) كه مىنويسد كه مادر منكو قاآن هزار بالش نقره براى بناى مدرسهء بخارا اختصاص داد و توليت و ادارهء امور مدرسه را به عهدهء سيف الدّين گذاشت « 1 » .
پس از جهانگشا قديمترين مأخذ ما مطلبى است كه على شاه بن محمّد خوارزمى بخارى ( ظاهرا متولد 623 ) از مريدان سيف الدّين در كتاب اثمار الاشجار ( اثمار و اشجار ) نوشته و وفات او را در شب يكشنبه بيست و چهارم ذىالقعدهء 659 وقت نماز خفتن پس از هفت روز رنجورى ضبط كرده است « 2 » و اين ضبط درست مطابق است با آنچه در سند معتبر و قديم ديگر يعنى الجواهر المضيئة ( مؤلّف آن متولد 696 بوده ) آمده است . ما بعدا ، آنجا كه دربارهء وفات او صحبت مىكنيم به اين مطلب باز مىگرديم « 3 » .
نام و كنيه و لقب و شهرت
اغلب مآخذ اين عارف را به لقبش سيف الدّين مىشناسانند و اختلافى هم در لقب ديده نمىشود . كنيهاش بنا بر ضبط مآخذ قديم ( الجواهر المضيئة ، مجمل فصيحى ، تاريخ ملّازاده ) و مخصوصا اوراد الاحباب تأليف نوهء صاحب ترجمه ( ورق
b
64 ) ابو المعالى است « 4 » . نام او را همهء مآخذ سعيد ضبط كردهاند . وى در عهد خود به « شيخ عالم » ( - شيخ العالم ) مشهور بوده است و اغلب منابع به اين اشتهار اشاره
هامش
( 1 ) - تاريخ جهانگشا ، ج 3 : 9 .
( 2 ) - اين مطلب را تنها سعيد نفيسى در مقالهء خود از نسخهء خطى ملكى خود نقل مىكند . در چاپ ناقصى كه ازين كتاب بنام « ثمرهء شجرهء نجوم » ( لكهنو ، 1320 ق ) شده است چنين مطلبى ديده نمىشود . در دو نسخهء خطى متعلق به كتابخانهء مركزى دانشگاه طهران و كتابخانهء دانشكدهء حقوق طهران نيز اين مطلب نيست . ما به نسخهء متعلق به سعيد نفيسى نگاه كرده و از ان نقل كردهايم .
( 3 ) - بايد توجه داشت كه جهانگشا يك سال قبل از وفات شيخ و اثمار الاشجار ميان سالهاى 679 - 691 تأليف شده است .
( 4 ) - فؤاد كوپرولو در دائرة المعارف اسلامى و آقاى سعيد نفيسى در مقالهء خود كنيهاش را « ابو المعانى » مىنويسند . اين سهو ظاهرا مأخوذ از نسخ چاپى نفحات الانس است .