اميدوار بود كه يكى از مردان اصحاب اطلاع و سالكان واقف بر اذكار و اقوال اين مهمّ را در عهده گيرد ، كه من بنده را به هيچ وجه چنين بضاعتى نيست .
نويسندهء اين سطور در سال 1339 به دعوت پروفسور و . ب . هنينگ براى تهيهء مقاله به منظور درج در مجموعهاى كه به افتخار مقام علمى سيّد حسن تقىزاده نشر شد به بررسى در يادداشتهاى مربوط به احوال و آثار و افكار سيف الدّين باخرزى پرداخت و ملخّصى از آن در مجموعهء مذكور موسوم به
geL
s
خ
tsucoL
A
( چاپ لندن ، 1960 ) طبع شد و اينك درينجا مجال آن پيش آمده است كه نسبت به اين موضوع به تفصيل تمام به بحث و تحقيق بپردازد .
مؤلّف اين كتاب فرزند برهان الدّين احمد و اين شخص اخير پسر سيف الدّين باخرزى است و براى آنكه هويّت آنها بر خوانندگان كاملا روشن شود شرح احوال آن عده از افراد اين خاندان را كه به دست آمده است درين صحايف مندرج مىسازم .