دعاى مأثور را بخواند : « اللّهم انّى اعوذ بك من وعثاء السّفر و كآبة المنقلب و سوء المنظر فى الاهل و المال و الولد و الاصحاب . »
و به در هر شهرى كه رسد و خواهد تا آنجا مقام كند بر مرده و زنده سلام كند و اشارت كند و بگويد : « السّلام عليك يا اهل المدينة من الاحياء و الاموات » و از قرآن آنچ داند و تواند بر خواند و به ايشان هديه فرستد و تكبير گويد و به اين نيّت به شهر درآيد كه به زنده و مرده تبرّك جويد و زيارت همه را دريابد كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم فرمود كه مردى از مكان خود بيرون آمد و به ديدن برادر دينى مىرفت كه فى اللّه را كه با او دوستى مىداشت .
خداى تعالى فرشتهاى بر سر راه او فرستاد تا ازو پرسيد كه كجا مىروى ؟
گفت به زيارت فلان كس .
0 ن فرشته از وى پرسيد كه با او قرابتى دارى ؟
گفت نه !
پرسيد كه او بر تو حقّ نعمتى دارد كه به اداى شكر آن مىروى ؟
گفت نه !
فرشته گفت پس از بهر چه به ديدن او مىروى ؟
گفت من او را فى اللّه تعالى دوست مىدارم .
آن فرشته گفت من رسول خداىام به تو كه خداى تعالى تو را دوست مىدارد به اين سبب كه تو آن بندهء او را دوست مىدارى بىغرضى .
أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 166
مساهمون: ايرج افشار
ص١٦٦