و شرط آن كس كه دست شوى مىدهد و اين خدمت به عهدهء اوست آن است كه چون سماط برگيرند بساط را به دست راست پاك كند و چيزهائى كه افتاده باشد به دست چپ جمع كند و برگيرد و بعد از آن طشت را بر سفرهء طشت نهد و بيارد و اوّل پيش شيخ بقعه نهد يا بزرگى كه در بقعه عزيزتر باشد .
و اگر درويشان يك جنس باشند از دست راست آغاز كند و سرانگشتان پاى راست را بر سر انگشتان پاى چپ نهد در زير سفرهء طشت ، و ابريق به دست راست گيرد و آب به قدر حاجت به نرمى بريزد و اسراف نكند و صابون يا اشنان در جامى كند و در ميان سفره بنهد ، و اگر به دست چپ در پيش درويشان دارد تا از آنجا برگيرند اكرام فقرا كرده باشد .
و اگر در دست چپ چيزى نبود بايد كه دست را پس پشت نهد ، از بهر آنك آبريزنده صورت ركوع دارد . پس دست چپ را بر پشت نهد تا فرق شود ميان خدمت خالق و مخلوق و خدمت خلق و حقّ .
و طشت را از دست راست گرداند كه چنين گفتهاند :
ثلاثة بيمنه تدور * الكاس و الطست و البخور
شعر
اى مير ميرزاده رسمى است اين نهاده ! * كز دست راست گردد طشت و بخور و باده
و در ميان آب ريختن نيّت مىكند و به دل مناجات مىكند كه خدايا چنانك به آب ريختن اين ضعيف دستهاى درويشان پاك مىشود دل ما را از جملهء فسادها و هر چه غير تست پاك گردان .
و ادب كسى كه دست مىشويد آن است كه دست را به صابون و يا به اشنان بشويد و نگاه دارد تا صابون در طشت نيفتد كه ترك ادب است .
و در وقت دست شستن بر دو سر پاى نشيند و جامهها را جمع كند و صابون يا اشنان بر دست گيرد و آب بر آنجا بريزد و سر انگشت مسبّحه قايم كرده بر لب مالد و آنگا [ ه ]