و به طعام خوردن مشغول شدن و وقت را فوت كردن مكروه است .
يكى از مشايخ افطار به طعام آشاميدنى مىكرد و مىگفت وقت از آن عزيزتر است كه به خوردن مشغول كنم .
و اكثر مشايخ مكروه داشتهاند كه خادم را لقمه دهند از سر سفره ، خصوصا كه آن كس خود مهمان باشد . مهمان را تصرّف روا نيست جز آنك بخورد .
و علما را خلاف است كه طعام كه پيش ضيف مىنهند چه وقت ملك او مىشود . بعضى گفتهاند آنچ در دهان نهد ملك او شود ، و بعضى گفتهاند آنچ را به گلو فرود برد ملك او شود .
و بايد كه طعام در جمع به ايثار خورد ، يعنى كه او كمتر خورد و آهستهتر تا ديگران خورند . قال الجنيد : « تنزل الرحمة على الفقراء عند الطعام لانّهم لا يؤاكلون الّا بالايثار . »
و ديگر احكام طعام و فوائد او و حدّ گرسنگى در آخر كتاب در فصّ خلوت مشبع گفته خواهد شدن .
و چون خلال كردند كار سفره آخر شد ، باز على الفور آب نخورد و كوزه از ميان بردارند و اگر كسى آب خورد باز خواست كنند ، و قرآن نخوانند و بانگ نماز نگويند و سلام نكنند و سخن نگويند تا آنگاه دست و دهان بشويند .
ادب الخلال و الغسول
آن كس كه اين خدمت را متعيّن شود بايد كه ابتدا از شيخ كند و از دست راست در گردد و خلال را به دست راست در ميانهء انگشت ميانه و انگشت چهارم گيرد و بدهد و گيرنده نيز همچنين گيرد .
و هر چه از ميانهء دندان به زبان بيرون آرد به گلو فرود برد و هر چه به خلال بيرون آرد در دست چپ گيرد و در طشت اندازد .
و خلالدهنده را در وقت گرفتن دعا كند و گويد : « بشّرك اللّه بالخير » و خلال از دندانها [ ى ] بالا آغاز كند از جانب دست راست و بر جانب راست دندانهاى زير ختم كند .