و اگر لا بدّ بيشتر خورد بايد كه معده را سه قسم سازد : ثلثى مر طعام را ، و ثلثى مر آب را ، و ثلثى مر نفس زدن را .
و هيچ طعامى را عيب نگويد و مدح نگويد .
ابو هريره رضى اللّه عنه روايت مىكند كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم هرگز هيچ طعامى را عيب نگفت . اگر خواستى خوردى و الّا ترك كردى .
خداى تعالى به داود عليه السّلم وحى فرستاد كه : « ما بال الاقوياء و مناولة الشهوات ، انّما جعلت الشهوات لضعفاء خلقى ، انّ القلوب المعلّقة بالشهوات عقولها محجوبة عنّى . »
و در بازار بشر بن الحارث را ديدند . پرسيدند كه چه مىكنى ؟ فرمود كه چندين سال است تا نفس از من خيار مىطلبد و به او ندادهام . اين زمان به اين راضى شده است كه خيار را به نظر بيند . نفس را ازين منع نكردم و به او رسانيدم .
و بايد كه ارباب فقر را وقت طعام معيّن نباشد و تكلّف نكنند و طعام اندك نظيف را بر طعام بسيار غليظ اختيار كنند . قال اللّه تعالى :
« فَلْيَنْظُرْ أَيُّها أَزْكى طَعاماً »
.
و چون طعام حاضر شود لقمه نشايد دادن و يكديگر را نگويند كه بخور ! به جهت آنك همه بر سفره مساوىاند . الّا مشايخ را رسد كه بر سبيل بسط مريدان و فرودستان خود را گويند كه بخور و ايشان را ترغيب كنند ، كه از حضور شيخ هرآينه حشمت دارند و آن عادت عوامّ النّاس است كه طعام را عرضه دهند و حاضران را استدعا كنند كه از اين بخوريد .
و صوفيان بايد كه تا اصل طعام را ندانند كه از كجاست نخورند ، و طعام ظالمان را و فاسقان را نخورند اگر چه از وجه پسنديده كنند كه عمران بن حصين روايت مىكند كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم از اجابت طعام فاسقان ما را نهى فرمود .
و صوفى بايد كه از طعام زنان خوردن و از زنان رفق و فتوح قبول كردن دور باشد و خود را ازين معنى منزّه دارد .