و شيخ محمّد جريرى « 1 » مىگويد به نزديك جنيد درآمدم . او را غمناك ديدم . گفتم تو را چه بوده است ؟ گفت چيزى از ورد من فوت شده است . گفتم باز قضا كن درين زمان . گفت اوقات شمرده است و هر وقتى به عملى مصروف ، در كدام وقت ورد فوت شده را اعادت كنم !
مشايخ فرمودهاند هر كه به يك كار پيش افتاد و صادق باشد ديگر او را در نتوان يافت .
و بر مريد واجب است كه ظاهر خود را از اوراد و باطن را از ارادت خالى ندارد تا آنگاه كه واردات برو وارد شود ، پس آنگاه با واردات باشد نه با اوراد و نه با ارادات .
يكى از مشايخ تسبيحى در دست مريد ديد . گفت به آن تسبيح چه مىكنى ؟ گفت تسبيحات مىشمرم . فرمود مىبايد كه سيّئات خود را شمارى و ياد كنى نه تسبيحات را ! يعنى كه از شرّ نفس شوم و غرور او غافل نباشى .
و تا چشم دل مريد گشاده نگردد بايد كه از خدمت شيخ مفارقت نكند و در تحت امر و نهى باشد .
مشايخ فرمودهاند چون مريد را ديدى كه شهوات در وى باقى است و طالب حظوظ نفس است بدان كه كذّاب است ، و چون متوسّط را ديدى كه از حفظ قلب و مراعات نفس احوال غافل است بدان كه كذّاب است ، و چون عارف را ديدى كه ميان مدح و ذمّ و ردّ و قبول تمييز و تفرقه مىكند و آن اضداد در وى مؤثّراند بدانك كذّاب است .
شيخ جنيد مىفرمايد اگر علامات نبودى هر كسى دعوى سلوك طريقت كردندى ، و هر كه دعوى كارى مىكند به علامات آن عمل و آداب او مىتوان دانستن كه او صادق است يا كذّاب . قال اللّه تعالى :
« فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيماهُمْ وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ »
.
و بر مريد واجب است كه بداند كه هيچ مقام و حال و عبادات او صحيح نباشد الّا كه اخلاص به آن قرين گردد ، و اخلاص تصفيهء عمل است از رؤيت خلق ، رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم مىفرمايد كه خداى عزّ و جلّ مىفرمايد : « انا اغنى الشركاء عن الشرك . من عمل لى عملا اشرك فيه معى غيرى ، فانا برى منه و من عمله » .
هامش
( 1 ) - ظاهرا مراد ابو محمد احمد جريرى از اصحاب جنيدست و نامش در طبقات الصوفية انصارى ( ص 292 ) احمد ذكر شده است .