رسيد ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم .
و هر درويشى را بايد كه سجّادهاى باشد خاصّ كه بر آنجا نماز گزارد و بر آنجا نشيند .
سجّادهء صوفى را حكم مسجد است . مادام كه بر سجّاده است همچنان است كه در مسجد است و چون سجّاده بيندازد گوشهء پايان را از طرف راست چپ به روى در شكند و اوّل پاى راست بر آنجا نهد و باز چپ را و در مالد و پاك كند و آنگاه باز اوّل پاى راست را بر روى سجّاده نهد و چون بر سجّاده ايستاده آن گوشه را باز راست كند و آنگاه مشغول شود ، و چون از سجّاده بيرون آيد اوّل پاى چپ بيرون نهد ، باز همان گوشه را درشكند و بگذارد و حقّ سجّاده نگاه دارد .
و حقّ او آن است كه تا بر سجّاده باشد زبان و دل او از ذكر خداى خالى نباشد .
و اگر در ميان جمع باشد ذكر چنان گويد كه جمع ندانند و بر آن مطّلع نگردند .
و اگر سجّاده جايى انداخته باشد كه از طرف گوشهء چپ نمىتوان درآمدن از آن طرف كه درمىآيد اگر آن گوشه را درشكند و بر سجّاده درآيد شايد .
و اگر در راه سجّاده بر كتف اندازد ادب آن است كه بر كتف چپ اندازد و بر سجّاده به ادب نشيند و تا تواند روى به قبله كند و به دو زانو نشيند يا پاى چپ برفكند و زانوى راست را بردارد .
و اگر مربّع نشيند هم شايد كه در مصابيح آورده است ، كان النّبى صلّى اللّه عليه و سلّم :
« اذا صلّى الفجر تربّع فى مجلسه حتّى تطلع الشمس حسناء . »
و نگذارد كه پاى برهنه شود و دست بر هم نهد و در آستين كشد و دستها در زير جامه در نيارد و نگذارد كه ساعد دست برهنه شود .
و بر سجّادهء كسى ديگر ننشيند كه شرعا منهى است و در حديث مطوّل مسند آمده است :
« لا يؤمّ رجل فى سلطانه و لا فى اهله و لا يجلس على تكرمته الّا باذنه . »
و در ميان جمع بينى ندمد و آب دهان نيفكند ، و اگر سرفه آيد و يا عطسه دست پيش دهان خود دارد ، و در عطسه آواز بلند نكند و آواز را فروگيرد ، و خويشتن بسيار نخارد و دست
أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 98
مساهمون: ايرج افشار
ص٩٨