فصّ معاملة القلب و الاخلاص
مريد بايد كه نفس خود را از منازل و مقامات راه خداى مطالبه كند ، و در هر مقام كه باشد تا آداب آن مقام را تصحيح نكند به مقام ديگر نقل نكند . مثلا تا از آداب مقام ورع فارغ نشود بايد كه به مقام زهد مشغول نگردد . و تا آداب مقام زهد را تصحيح نكند به مقام توكّل درنيايد . و بدين ترتيب محافظت كند تا به معاملهء قلب رسد ، آنگاه استراحت يابد .
مشايخ فرمودهاند : « العمل بحركات القلوب اشرف من العمل بحركات الجوارح . » و رسول خداى فرموده است ، صلّى اللّه عليه و سلّم : « لو وزن ايمان ابى بكر بايمان اهل الارض لرجح » ، و باز فرموده است : « ما فاق ابو بكر بكثرة الصلاة و الصيام و لكن بشىء كان فى قلبه . »
و در يك ساعت به عمل باطن آن مقدار كار پيش رود كه به عمل جوارح به يك سال و دو سال نرود ، و گفتهاند : « اذا صارت المعاملات الى القلوب استراحت الجوارح . »
و چون مرد به دل رسيد بايد كه به عمارت باطن و مباشرت احوال و مراعات اسرار و نگاه داشت هر نفسى از انفاس مشغول گردد ، چنانك گفتهاند عبادت فقرا نفى خواطر است .
و زينهار كه درين مقام بر حذر تمام باشد كه بدايت كار خود را به مدح مردم و ثناى خلق خراب نكند ، بل كه هر زمانى محافظت نفس خود كند و به خواصّ او كه عارف گشته است فساد و صلاح آن را رعايت كند .
و در مثل است كه « ليس سماع الالفاظ كمشاهدة الالحاظ » ، و اوقات خود را به نوعى از خير دايما مرعى دارد كه هر وقتى كه فوت شود باز ادراك نمىتوان كرد .