و در همه كارها و حركات از قولى و فعلى هم با نفس خود و هم با ديگران به رفق و نرمى باشد .
و چيزى كه به كسى دهد ، پيش او رود . نيندازد اصلا ، و برين حركت اقدام نكند ، و اصلا به دست چپ چيزى به كسى ندهد و نگيرد .
و در هفته يك بار موى لب را ببرد .
و در هفته ، روز دوشنبه و آدينه غسل آرد و ناخنها را برچيند و هر روز كه برچيند هم شايد .
و امير المؤمنين على رضى اللّه عنه از رسول صلّى اللّه عليه و سلّم روايت مىكند كه رسول روز پنج شنبه ناخنها را برچيد . از دست راست آغاز كرد . اوّل انگشت خردك و باز ميانه و باز بزرگ و باز چهارم و باز مسبّحه . و در دست چپ بخلاف اين . اوّل انگشت بزرگ و باز ميانه و باز خردك و باز مسبّحه و باز انگشت چهارم كه آن را به عربى خنصر گويند . و پاىها را مثل اين . و درين باب در روز دوشنبه و آدينه هم روايت آمده است . امّا پيش من اين روايت امير المؤمنين على صحيح شده است . درين تأليف خود آن را آوردهام .
و ركوه داشتن نيز سنّت است كه به نوعى مشابهت به ابريق دارد و به مطهرهء آب نيز به وجهى مشابهت دارد ، و لكن او مطهرهء آب نيست غليظتر است و ثخينتر .
جابر عبد اللّه رضى اللّه عنه روايت مىكند كه در غزا [ ى ] حديبيّه بوديم و رسول صلّى اللّه عليه و سلّم از ركوه وضو مىساخت كه مردم به يك بار به سوى رسول اللّه دويدند . رسول اللّه فرمود شما را چه شد ؟ گفتند يا رسول اللّه نى آب خوردن مىيابيم و نى آب وضو ساختن . آب همين است كه درين ركوهء تست . رسول دست كريم مبارك خود را در آن ركوه نهاد . جابر مىگويد كه من نظر كردم از ميان انگشتان رسول اللّه آب برجوشيد ، به مثل آنك از چشمهها برجوشد و جملهء خلق از آن آب وضو ساختند . راوى مىگويد كه از جابر بن عبد اللّه پرسيدم كه شما چند كس بوديت ؟ گفت اگر ما صد هزار كس بوديم آن آب ما را كفايت بودى . امّا هزار و پانصد « 1 » كس بوديم در آن غزو حديبيّه . همه از آن آب خوردند « 2 » و وضو ساختند و همه را تمام
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ، ظاهرا وجهى است از هزار و پانصد .
( 2 ) - اصل : خوردن .