طول عمر او بر جادّهء طريقت و شريعت بوده باشد ناگاهى چنين حال پديد آيد واجب التّسليم باشد ، امّا آن كسى را كه احوال او در عمر ويران بوده باشد اين صورت ويرانى معمور نتواند بودن . نگاهدار تا غلط نكنى و هر ناقص احوالى را نيز تسليم ندارى .
و شيخ محى الدين ابن العربى سلام اللّه عليه مىفرمايد ما ديدهايم كسانى كه روحانيّت خود را بر صورت خود مجسّد كردهاند و آن صورت را در فعلى از افعال داشته و حاضران پنداشتهاند كه اين فلان كس است كه به اين فعل در عمل است و او خود به جائى ديگر رفته و مقامى ديگر رفته .
و شايد كه روحانيّت مرد در ده صورت مختلف و زيادت در ده مكان مختلف در زمان واحد « 1 » متجسّد و متشخّص گردد و درين يك زمان واحد « 1 » در آن ده مكان او را بينند .
و ابو عبد اللّه موصلى كه او را معروفى قضيب البان گفتندى ، قدّس اللّه روحه ، ازين جمله بود كه ما به كرّات و مرّات ديدهايم كه در صورتهاى اشخاص مختلف بوده است .
و عيسى عليه السّلم دوازده حوارى را به جهت دعوت خلق به دوازده اقليم فرستاده بود .
چون او را به آسمان بر مىآوردند و در آن زمان واحد برين دوازده حوارى درين اقاليم مختلفه مشخّص و مجسّد شد و همه را اعلام كرد كه من به آسمان مىروم و همه را وصيّت كرد و سخن گفت و اين دوازده حوارى درين زمان واحد او را ديدن « 2 » و ازو سخن شنيدن « 2 » .
و اسرار اللّه در عالم عظيم است و آن غور اسرار مذكور نيست .
و هر كه در صورتهاى مخالف منهى يا به صورتى كه آن مذمومه باشد ظاهر شود و حاكم شهر « 3 » بر مقتضاى شريعت او را عقوبت كند يا حدّ زند ، او را از خداى هيچ اثم و جرح نباشد ، و لكن غالب آن است كه آن كس صاحب حال باشد و او را بر نفوس خلايق سلطنتى باشد كه دست و دل هيچ كس به ايذاى او نرسد كه به قوّت حال بر همه غالب آيد . و لكن مثل اين احوال كه صورتش ديگر باشد و حقيقت چيزى ديگر جز از مرد ضعيف الحال صادر نگردد . مردانى كه كامل باشند ايشان به عادت راست خلق با خلق معيشت كنند و بر جادّهء راست روند . چيزى كه صورة يا معنى مذموم شرع باشد ظاهر نكنند و چيزى كه در عادت غريب و عجيب نمايد پيدا
هامش
( 1 ) - اصل : واحده .
( 2 ) - كذا در اصل ، ( - ديدند و شنيدند ) .
( 3 ) - محتمل است كه حاكم شرع درست باشد .