است ، و باب توبه وقتى بسته شود كه آفتاب از مغرب طالع گردد ، قال اللّه تعالى :
« يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ »
.
و بعد از توبه مريد بايد كه ملازم ورع باشد و در جميع احوال به جوارح پرهيزگار باشد و بداند كه خدا [ ى ] تعالى به استقصا بندگان را حساب خواهد كردن و هيچ ذرّهاى فرو نخواهد رفتن ، قال اللّه تعالى :
« وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها »
.
ورع حراست و منع نفس است از هر چه خداى تعالى نهى فرموده است ، و تقوى وقايهء دل و عمل قلب است با انقياد جوارح دل را در آن عمل ، قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم : « التقوى هاهنا » و اشار الى صدره ، و قال اللّه تعالى :
« لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى مِنْكُمْ »
.
و چون مريد مقام توبه و ورع را درست كند بعد از آن به مقام زهد درآيد . اكنون وقت آن شود كه مرقّع بپوشد ، اگر خواهد و رغبتى باشدش . و چون خرقهء مرقّعه در پوشد بايد كه شرائط آن را رعايت كند و آنچ بر وى لازم است بجاى آرد تا ضايع نشود و نادانسته نپوشد .
در وقت ما بعضى ازين جاهلان روزگار ضايع كردهاند ، اين قاعدهها را خراب كردهاند ، و اين تميز از ميان برداشتهاند و علم اين كار را منقطع كرده . آنهائى كه مريدى و متابعت را نمىشايند و نمىدانند پيشوائى و سرورى مىكنند و فساد و عناد ايشان منتشر و ظاهر است .
بر مرقّعهپوش واجب است كه نفس خود را به آداب مؤدّب كرده باشد ، و هر مريدى كه به انواع مجاهدات و مكابدات و تحمّل مشقّات و تجرّع مرارات نفس را رياضت نداده باشد و تصحيح مقام ارادت و توبه و ورع نكرده و در مقام زهد در نيامده و تأديب شيخى كه اقتدا را شايد نيافته و با مردمان صادق صحبت « 1 » نداشته و احكام دين و حدود و اصول و فروع مذهب خود را به مقدار ضرورت ندانسته بر وى حرام باشد كه شيخى با ارادت را متصدّى گردد ، و هر كه
هامش
( 1 ) - اصل : صحب .