فصّ آداب المريدين و شرائطهم و ما يجب عليهم فى خدمة الشيوخ
اوّل چيزى كه بر مريد واجب است بعد از آنك خدا [ ى ] تعالى او را از خواب غفلت بيدار گرداند و انتباهى بخشد آن است كه به خدمت شيخى رود از مشايخ روزگار و زمانهء خود كه در كار دين خداى امين باشد و به نصيحت و امانت معروف و به طريق خداى عارف باشد ، و نفس خود را به خدمت اين شيخ تسليم كند . و در عقيدهء او بايد كه اين باشد كه هرگز مخالفت اين شيخ از وى در وجود نيايد ، نه در سختى ، نه در آسانى و نه در هيچ حال .
و بايد كه درين معانى صادق باشد كه هر آن وقتى كه مريد در طلب شيخ صادق باشد « 1 » خداى تعالى ، حقّ جلّ جلاله ، نيز شيخى روزى او گرداند كه دست او را بگيرد و هر شيطانى از شياطين را در حقّ او ملكى گرداند تا او را دايم الهام خير و سعادت « 2 » روزى دهند كه خاصيّت صدق آن است كه او را بر هيچ چيزى ننهند الّا كه عين آن چيز را منقلب گردانند ، بر هر مسى و سنگى كه بنهى زر عيار و گوهر گران بهائى گردد .
و شرط مريد آن است كه حرمت شيخ در دل او موقعى عظيم داشته باشد و بر هيچ كار شيخ البته اعتراض نكند و به افعال شيخ اقتدا نكند ، آنچ او را بفرمايد آن كند . و سخن شيخ را در بدايت كار تأويل نكند . بر ظاهر سخن رود تا آنگاه كه حال او ترقّى كند و به فهم و اشارات رسد ، آنگاه باب تأويل و دريافت اشارت بر وى مفتوح شود .
و هر امرى كه شيخ كند علّت و سبب آن را نطلبد ، بل « 3 » كه آنچ امر شيخ باشد بدان مبادرت نمايد ، اگر معنى و فايدهء آن را داند يا نداند ، و هر چه شيخ فرمايد زيادت از آن را تصرّف نكند و از آن حدّ در نگذرد ، و هر ذكرى كه او را تلقين كند همان را ملازمت نمايد [ و ] به ذكرى ديگر تبديل نكند .
هامش
( 1 ) - بعد از « باشد » ، « با » آمده و ظاهرا زائد است .
( 2 ) - اصل در حاشيه : سعادت دهد .
( 3 ) - اصل : بلك كه .