از بهر آنك نفس او چون خود را در مرتبهاى بداند و مباسطت شيخ را با خود بيند به قدر آن حرمت شيخ در نفس او ساقط شود و به قدر سقوط حرمت شيخ در دل او ، در نفس او ابا و سركشى پيدا آيد و بعد آن ابا بيش به سخن شيخ عمل نكند . و چون عمل نماند حجاب پديد آيد و او مطرود گردد و از طريق بيرون افتد و جاويد چون سگ بماند ، نسأل اللّه لنا و للمسلمين العافية ان شاء اللّه .
و شرط آن است كه شيخ مريد را نگذارد كه بجز اصحاب كه در تحت حكم اواند با كسى ديگر نشيند با به ديدن و زيارت كسى بيرونى بر او آيد ، و يا خير و شرّ خود را با كسى بگويد ، يا از واردات و كرامات حقّ كه بر وى طارى شده باشد با ياران خود نيز در ميان نهد و از آن باب حديث كند ، و اگر گذارد تا مريد بدين امور منهى اقدام نمايد در حقّ او بد كرده باشد .
و شرط شيخ نيز آن است كه در شبانه روز يك مجلس با مريدان خود زيادت ننشيند و او را زاويهء خاصّ باشد كه از اولاد او و هيچ كس آنجا در نيايد ، مگر كسى كه خاصّ او باشد .
اولى آن است كه آن خاصّ او هم در نيايد و نفس هيچ مخلوقى در آن زاويه مشاهده نگردد .
چه اين معنى در حال سالك اثرى تمام دارد و هر كس كه در آن زاويهء شيخ نفس زند به قدر قوّت روحانيّت آن كس حال شيخ با خداى خود در آن زاويه متغيّر گردد بسبب آن نفس او ، و شيخى با حال عارف نباشد و اين سرّ را در نيابد .
هرآينه شيخ را بايد كه جماعت خانهاى باشد تا با اصحاب آنجا بنشيند و جمعيّت با اصحاب در آنجا كند .
و بر همين ترتيب شرط آن است كه هر مريدى را زاويهاى خاصّه بدهد تا مريد تنها در آنجا باشد و غير او در آن زاويه به او در نيايد .
و هر خلوت خانهاى كه مريد را آنجا نشاند بايد كه اوّل خود درآيد و دو ركعت نماز بگزارد و در قوّت روحانيّت اين مريد و مزاج او و آنچ حال او اقتضا كند نظرى كند و درين دو ركعت نماز شيخ بايد كه جمعيّتى باطنى كه لايق به حال اين مريد باشد درين مكان حاضر
أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 71
مساهمون: ايرج افشار
ص٧١