تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
شيخ العالم سيف الدين باخرزى رضى اللّه عنه وقتها دو روز و سه روز سخن نمىفرموده‌اند و به كس نظر نمىكرده‌اند و جز به وقت نماز جماعت از خلوت بيرون نمىآمده‌اند و هيچ كس نيز در آن ايّام با شيخ سخن نمىتوانست گفتن از هيبت و قبض روى شيخ را رضى اللّه عنه . و اين وقت و خلوت گزيدن با خداى به جهت آن است كه نفس شيخ را قوّتى كه حاصل شده است در ظاهر و باطن بسبب مداومت عادت حضور و ترك ما سوى اللّه شده است و چون اين حضور به تفرقهء اشتغال خلق كمتر شود به حكم « عاد الى النقص » به طبيعت اصلى كه بر آن مجبول است باز گردد . پس اگر شيخ هر روزى نفس خود را تفقّد نكند و بر همان كارها كه به آن واسطه او ازين تمكين حاصل شده است ندارد عادت و طبيعت اصلى او را به حالت اولى باز برند و بيش در خلوت انس نيابد ، بلك وحشت افزايد ، و به همين ترتيب توكّل و تجريد و ترك دنيا و هر مرتبه‌اى كه كسب كرده است و حاصل كرده آنها نيز در خود از خود باز طلبد تا نفس او از آن مراتب خود باز نگردد و آن امور او كه به روزگار و رياضت بسيار كسب كرده است مبدّل نشود كه بسيارى از مشايخ را ديديم كه نفس ايشان از اطمينان و مراتب رجوع كرده بود و از مرتبهء حالى و وجدانى ساقط گشته ، نسأل اللّه لنا و لهم العافية « 1 » و العفو . خداى تعالى مىفرمايد :
« إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً »
. جميع رذايل نفس را درين آيت جمع كرده است و پيدا كرده كه فضائل و مراتب نفس را مكتسب است . در جبلّت او مخلوق نيست . پس واجب كند كه هر چه كسى باشد دايم به حفظ او مشغول باشى تا ضايع نگردد . و شرط شيخ آن است كه چون مريد خوابى كه ديده باشد يا مكاشفه‌اى كه كشف كرده باشد يا مشاهدهء امرى كه كرده باشد عرضه كند شيخ در جواب آن عملى از اعمال كه او را در آن وقت نفع كند و مضرّت و حجاب را دفع كند يا او را از آن به مرتبه‌اى از آن اعلىتر ترقّى دهد او را تعليم فرمايد و به آن ارشاد كند كه اگر از آن مراتب او بگويد نيكو نباشد .
هامش
( 1 ) - اصل : العاقبة ، رجوع شود به سطر چهارم صفحهء بعد .
أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 70 | ايرج افشار / أبو المفاخر يحيى باخرزى