تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
و بر شيخ واجب است كه چون دانست كه حرمت او از دل مريد ساقط گشت مريد را به سياست « 1 » تمام از منزل خود براند كه او اكبرالاعداست و در مثل است كه
احذر عدوّك مرّة و احذر صديقك الف مرّة * فلربّما هجر الصديق فكان اعرف بالمضرّة
و بر مريد واجب است كه در عموم احوال و ازمان به طريق ظاهر شريعت به عبادات محبوبه مشغول باشد و در خلوت خود را بسته يا فراز دارد تا اهل و اولاد او و بقيّهء اصحاب او مشوّش ندارند كه مريد را هيچ چيزى مضرّتر از صحبت ضدّ نيست . و شيخ را بايد كه سه مجلس باشد : يكى مجلس عامّ ، و دوم مجلس اصحاب ، و سيوم مجلس خاصّ با هر مريدى على الانفراد . امّا در مجلس عامّ واجب آن است كه هيچ مريد سالك را نگذارد كه آنجا حاضر شود ، و اگر حضور مريدان را روا دارد در حقّ ايشان بد كرده باشد . و شرط اين مجلس آن است كه سخن از نتايج معاملات كه آن احوال و كرامات است و محافظت آداب شريعت كه رجال اللّه كرده‌اند و احترام ايشان مر احكام دين را ازين باب گويد . و امّا در مجلس اصحاب شرط آن است كه از نتايج اذكار و خلوات و فوائد و رياضات و پيدا كردن راههاى مصاف به انيت ( ؟ ) اين قول خدا كه :
« لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا »
سخن گويد و اين معانى را در بيان آرد تا شوقى در وقت مريدان سالك پيدا آيد . و امّا در مجلس خاصّ با هر مريدى از اصحاب شرط آن است كه آن مريد را زجر و باز خواست كند و سرزنش كند و حالى كه مريد را از سلوك روى نموده باشد و با او بگويد نقص آن را بيان كند ، و دون همّتى مريد را و نقصان كار او را بگويد ، و حال و كار او را تحسين و مدح نكند تا نبايد كه مريد در فتنه افتد و از كار بازماند . و بر شيخ واجب است او را با خداى وقتى و خلوتى باشد و بر آن قوّهء حضور كه حاصل اوست اعتماد نكند كه رسول خداى صلّى اللّه عليه و سلّم « 2 » چنين مىكرده است ، چنانك فرمود : « لى مع اللّه وقت لا يسعنى فيه غير ربّى » .
هامش
( 1 ) - اصل : سياحت . ( 2 ) - اصل : السلم .