و گفتهاند هر كسى كه خاموشى او ترا سود ندارد و به خدا نخواند كلام او نيز تو را سود ندارد .
و ادب علم آن است كه پيش از وقت او آن را بيان نكنى كه اگر بكنى از و آفات تولّد كند كه از فوائد مقطوع گردى ، و بر حذر باش تا به علم جاه و منزلت به نزد خلق طلب نكنى و حطام دنياوى نجويى تا از آن طايفه نباشى كه خداى تعالى ايشان را از منفعت علم محروم كرده است .
رسول خداى فرمود : « اعوذ بك من علم لا ينفع » ، و ديگر فرمود : « من طلب العلم ليمارى به العلماء و يحاذى به السفهاء او ليصرف به وجوه الناس اليه فليتبوّأ مقعده من النار . »
و جهد كند تا هر چه بشنود آن را بياموزد و در عمل آرد كه گفتهء مشايخ است كه هر كس كه از علوم اين قوم چيزى بشنود و به آن عمل كند آن در دل او حكمتى شود و شنوندگان ازو فايده و منفعت يابند و هر كه بشنود و عمل نكند حكايتى باشد كه چند روز ياد بگيرد و باز فراموش كند ، و گفتهاند : « الكلام اذا خرج من القلب وقع على القلب و اذا خرج من اللسان لم يجاوز الآذان . »
شيخ شبلى روايت مىكند كه رويم ، جنيد را گفت كه چند خداى را در پيش عوام خوانى ؟
جنيد فرمود من عوام را در پيش خداى مىخوانم ، كسانى كه اسرار ايشان به حظوظ نفسانى و ابصار ايشان به نظرهاى شهوانى فانى شده باشد ايشان را به ذكر خداى راه نباشد .
حسين نورى را گفتند تو در ميان خلق چرا سخن نمىگويى ؟ فرمود : « لانهم فى سفر الوحشة . »
شبلى در مجلس جنيد نعره زد گفت « اللّه » . جنيد گفت اگر حاضرى حاضر را خواندن ترك حرمت و اگر غايبى غيبت حرام !
وقتى شبلى را حالى شد . از آن مقام خود مسألهاى از جنيد پرسيد . جنيد فرمود اى شبلى ميان تو و اكابر اين قوم ده هزار مقام در راه است كه منزل اوّل او آن است كه آنچ ترا پديد آمده است آن را محو كنى .
أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 58
مساهمون: ايرج افشار
ص٥٨