و همچنين نيز ابو بكر را رضى اللّه عنه در حالت بيمارى گفتند كه ترا طبيبى بياريم ؟ گفت :
« الطبيب امر ضنى » ، يعنى حال من همچو حال آن صحيح البدن است كه طبيب او را دارو دهد و بيمار كند و طبيب عالم شهيد است ، و اصل اين سخن از آنجاست كه هر كس كه ترك اسباب رزق گيرد و بكلّى به رزّاق مشغول شود رزق او من حيث لا يحتسب خود به او بيايد و عيش او بىكسب خوش و مهنّا و صافى باشد .
و هر كس كه از اماكن غافل گردد و به مولى خود مشغول باشد برّ و بحر او را منقاد و فرمان بر شوند و چنانك او را بايد او را بردارند .
و هر كه از اقسام غافل گردد و به قسّام مشغول گردد خير و شرّ عالم همه نافع او گردد .
و هر كه به آمر چنان مشغول گردد كه از او امر و نواهى غافل ماند حكم اداى امر و نهى نيز از وى متأخّر گردد تا آنگاه كه از آن استغراق به خود بازآيد ، الّا آن است كه دوام چنين سكرى در انبيا عليهم السّلم جائز نباشد و همان مقدار اندك و زلل قليل كه در نبيّى پديد آيد موجب استغفار باشد تا هيچ كس از امّت در آن زلّت به ايشان اقتدا نكند .
و لهذا كه موسى عليه السّلم چون با برادر خود هارون در مستى حميّت آن فعل كرد كه « اخذ برأس اخيه » بعد از آن به مقام استغفار باز آمد و گفت : « ربّ اغفر لي و لاخى . »
و ديگر بدان اى مريد سالك كه حيرت در مستى شراب محبّت بهمنزلهء غفلت و حيرت است در مستى خمر ، و از خوردن شراب مقصود مستى نيست بلك مقصود انس و نشاط است . پس انبيا را عليهم السّلم را انس و نشاط به شراب محبّت دايم حاصل است و از مستى محفوظاند ، كرامة من اللّه تعالى ، كه ايشان امام امّتاند و مقتداى خلقاند .
امّا غير انبيا را اين كرامت نيست كه به حكم درين باب متابعت ايشان كند ، بلك ديگران در مقام بندگى و متابعتاند چنانك انبيا در مقام مهترى و مقتدايىاند .
پس اين سكر به شراب محبّت بر ايشان جائز است و هر چه درين انواع سكر از اولياء اللّه در وجود آيد آن را انكار نبايد كردن و اقتدا هم نشايد كردن .
أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 61
مساهمون: ايرج افشار
ص٦١