تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
تعالى در قصهء موسى و هارون مىگويد :
« وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ »
، هيچ مسلمان را روا نباشد كه كسى را بىگناهى بگيرد و در حقّ او مثل اين صنع كند كه موسى كرد على الخصوص پيغامبر را ، و ازين جبر كه موسى در حقّ هارون كرد بر وى هيچ عتاب نيامد جهت آنك در حالت مستى حميّت بود ، لامر اللّه تعالى . و همچنين عمر رضى اللّه عنه رداى رسول اللّه را عليه السّلم گرفته بود و مىكشيد و رسول اللّه را مانع مىشد از نماز بر عبد اللّه ابىّ كه از منافقان بود . رسول اللّه اين فعل عمر را هيچ انكار نكرد جهت آنك فعل عمر در مستى حميّت بود للواحد القهّار . و نيز روايت است كه ابو طيبهء حجام رضى اللّه عنه مر رسول خداى را حجامت كرد و آن خون را بياشاميد و معلوم است كه شرب خون حرام است [ و ] غير مشروع است و مع هذا رسول اللّه عليه السّلم ابو طيبه را اين تشريف فرمود كه « حرّم اللّه جسدك على النّار » . جهت آنك ابو طيبه آن خون را در مستى محبّت للّه و لرسوله آشاميده بود ، پس بر وى مؤاخذه نكرد و گواهى نيز داد كه تو بر آتش دوزخ حرام شدى . و حكم اين كه بر مست مؤاخذه نيست بايد كه بر هيچ كس مشكل نباشد ، جهت آنك حكم خطاب به خواب ساقط مىشود و خواب نيز به منزلهء مستى است . و همچنين نيز ابراهيم عليه السّلم در آن روز كه او را به آتش مىانداختند جبرئل خود را بر وى عرضه كرد و گفت : « هل من حاجة » . ابراهيم گفت : « امّا اليك فلا » . پس ابراهيم در مستى محبّت منعم قهّار و معرفت منّت و احسان او در كلّ احكام ترك استغاثت كرد به جبرئل . پس او را خداى در مكان جحيم محفوظ داشت و آتش را بر وى سرد و سليم گردانيد كه اگر اين مستى نبودى در چنين حالتى كه هلاك و قتل عيان بود ترك استغاثت به كسى كه او را خلاص دهد حلال نبودى . و همچنين نيز آن گوشت زهرآلوده در معدهء رسول [ صلّى ] اللّه عليه و سلّم هيچ اثر نكرد و مقرّر است كه زهر از آتش سوزان‌تر است و معده از تن ضعيف‌تر .