تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
اصل همه محبّتهاست و ارادتها و طلبها و ميلهاست ازلى است و هم ازينجا گفته‌اند كه : « اذا تمّ الفقر فهو اللّه » . چون اضافت طلب اتّحادى و استعداد كه فرع است از اصل « فاحببت » به حضرت عزّت كرده شد طالب و مطلوب و [ معدّ و ] مستعد و قابل و مقبول و محبّ و محبوب در وجود نماند ، « الا اللّه الواحد القهّار و لا شىء معه فى حضرة غناه عن العالمين » . و اين مقام فقر اتمّ است كه مفخر محمّد است صلّى اللّه عليه و سلّم ، « الا ترى كيف اشار الى ان الفقر الاتم هو اللّه تعالى » بقوله « الفقر فخرى » ، « و به افتخر لاستحالة افتخاره بشىء سوى اللّه تعالى » . و چون اين مقدّمات معلوم شد بدانك حال آن فقير كه او را هيچ حاجتى معيّن و مطلبى مخصوص نبود از سه حال بيرون نباشد : يا در حالت مشاهده تجلّى جمالى باشد ، يا در حالت تجلّى جلالى ، يا در حالت تجلّى كمالى يعنى ذاتى . اگر در شهود تجلّى جمالى باشد لباس او بايد كه سياه و خشن و غليظ باشد ، و اگر در شهود تجلّى جلالى باشد لباس او بايد كه به الوان باشد كه به صفا و اشراق نزديك‌تر باشد ، و اگر در شهود تجلّى كمالى ذات جمعى كلّى الهى كانى باشد او مخيّر است هر چه خواهد از ملابس بپوشد - خواهد سفيد و نرم و باريك و خواه سياه و خشن و غليظ . از بهر آنك مقام او در خلق وسطيّت و كمال جمعيّت است . و او در برزخى است ميان دو بحر : يكى بحر ذات و ديگر بحر صفات ، و اين مرتبه را مقام انسان كامل گويند ، و حضرت احديّت جمع نيز خوانند . و بر وى در آن حضرت هيچ حكمى از احكام و صفتى از اوصاف و خلقى از اخلاق و قوّتى از قوّتها و حالى از احوال غالب نبود . در اعتدال محض باشد . و هر كه درين مقام شريف و حضرت منيف باشد هيچ كونى و لونى و عيبى و اينى در وى اثر نتواند كردن بل ، « الكل يتأثّرون منه . » و اين مرتبه [ را ] مقام شهود تجلّى جمعى كمالى كلى ذاتى كانى خوانند ، و اين مقام مختصّ است به محمّد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم كه صاحب فقر اتمّ است و مظهر اسم اللّه است كه