و پاىافزار آلت رفتن است به حضرت و سفر كردن و طاعت و از هر چه دون خداست گريختن .
ترازو نماز است كه نماز مقياسى است كه دوست و دشمن [ را ] بدان وزن كند .
و بدانك خرقه را خود مطلقا معنى آن است كه اغيار را برون كردم و غير خداى را به يك سون « 1 » نهادم .
و در خانقاه نصيبه برگرفتن را معنى آن است كه اگر از كسى عيبى در وجود آيد آن عيب را به ديدهء خود اضافت كنيم و عيب يار نهبينيم . « 2 »
پس هر چه در ظاهر صوفى پيدا شود مصدّق آن از باطن خود طلب كند تا در طريقت صادق گردد نه كاذب ، مخلص و موافق باشد نه مرائى ، محقّق باشد نه مدّعى .
و ذكر لباس رسول اللّه و صحابه و تابعين و مشايخ طريقت اين بود كه درين فصّ بيان كرديم .
اما در حكمت و حقيقت و سرّ لباس و رنگ او از وقت سخنى مىآيد ، بشنو تا مقلّد نباشى .
تحقيق الوان خرقه
بدانك حقّ سبحانه و تعالى بر عالم و عالميان متجلّى است ازلا و ابدا ، و حقّ را دو صفت است كه آن را جمال و جلال خوانند . بهشت و دوزخ از آثار و احكام اين دو صفت است .
و سالك عارف متجلّى عليه را به اين دو تجلّى دو حالت حاصل مىآيد ؛ اگر حقيقت [ را ] اين سالك عارف مشاهده يافت انس و انبساط جمال در وى پديد آيد ، و اگر مشاهدهء جلال يافت « 3 » است هيبت و انقباض در وى پديد آيد .
و علماى طريقت كه مشايخاند و حكماى طبيعت كه اطبّااند متفقاند كه صاحب خلوت و رياضت بايد كه ملبس و مطعم و مسكن او مناسب حال و موافق مزاج و به نيت او باشد تا تقويت نفس ناطقهء مدبّرهء روحانيّه و بدن او شود .
هامش
( 1 ) - در اصل : بيكسون ( - سوى و طرف ) .
( 2 ) - اصل : نهبينم .
( 3 ) - كذا در اصل بدون « ه » .