تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
و اگر چشم و زبان از ننگ شيطان برهانيده است و ديدار حقّ را سزاوار گشته روى استره برافكند ، يعنى روى مال يا دستارچه بر گردن اندازد و هر دو سر او را در پيش بربندد . و پيراهن را جيب شايد نهادن . و جيب مرقّع مقام رازست و پناه خلق . يعنى راز كس آشكارا نكنم و درماندگان را پناه دهم . و آستين مرقّع سلاح است كه پيش دشمن برم و سترست كه بر برادران بپوشم . كلاه تاج كرامت است كه بر سر نهاده‌ام و تكبّر و تجبّر از سر خود بنهاده‌ام . دستار دستور امانت است ، يعنى همهء خلق از من ايمن‌اند . و عمامهء با ريشه البته ندارد . ميان بند كمر بندگى است كه بسته‌ام ، گريبان باز انداخته ، يعنى بادبانِ فرجى رحمت است كه بازافگنده‌ام تا بر همه كس رحمت و شفقت نمايم . سجّاده بساط قربت است كه گسترده‌ام و پاى رحمت بر او نهاده . و از آداب معتبر است نماز را بر سجّاده گزاردن ، و به مسواك ديگران مسواك كردن . و بر سجّادهء ديگران نماز گزاردن نشايد ، مگر داند كه بر دل آن كس گران نيايد . و هر يكى را بايد كه ابريقى خاص باشد و نعلين چوبين كه آن را قبقاب خوانند از براى وضو را . و خريطه‌اى با آستر جهت كفش را در سفر با خود داشتن از شعار درويشان « 1 » است . و چون بعد از وضو پاىهاش تر باشد بر بساط عوام پاى برهنه نرود ، ميزرى بگستراند و بر وى مىرود تا به سر سجّاده ، و اگر بر دامن خود رود نيز شايد . و عصا كه عرب عكاز گويند تكيه‌گاه منفعت و دفع مضرّت است . ابريق منبع طهارت است و مشرب رحمت است . كنف خزانهء اسرار و گنجينهء نيكويى و صندوق علم است .
هامش
( 1 ) - اصل : درويشنان ( ؟ ) .