و مريد چون خرقه پوشد بايد كه حقّ آن از خود طلب كند كه صوف سه حرف است :
صاد و واو و فا . « صاد » صدق است و صفا و صيانت و صلاح ، و « واو » وصل است و وفا و وجد ، و « فا » فرج و فتح و فرح ؛ و اين همه از خود طلب كند تا پوشيدن صوف او را مسلّم شود .
و اگر مرقّع پوشد بدان نيّت پوشد كه سنّت است و ميراث است از آدم و حوّا عليهما السّلم قوله تعالى : « و طفقا يخصفان عليهما من ورق الجنة . »
و ديگر آنك مرقّع چهار حرف است : ميم و را و قاف و عين . « ميم » تمامى معرفت و مجاهدت و مذلّت است ، و « را » بىنهايتى رحمت و رأفت و رياضت و راحت ، و « قاف » ظهور قناعت و قوّت و قربت و قول صدق ، و حرف « عين » عيان شدن علم و عشق و عمل و جملهء اين معانى كه در اين چهار حرف مرقّع است از خود طلب كند .
السؤال و اگر كسى سؤال كند كه خرقهپوش را خرقه چه رنگ بايد ؟
الجواب گوئيم كه صورت درويش بايد كه مناسبت سيرت او باشد . اگر رنگى و صورتى گيرد كه حقيقت آن در وى نبود شعبهاى از نفاق باشد . پس بايد كه رنگ و صورت مناسب حال باطن و سيرت و سير او باشد .
اگر مريد نفس را مقهور كرده است و به تيغ مجاهده كشته ، در ماتم نفس نشسته ، جامهء سياه و كبود پوشد كه اين رنگ اصحاب مصيبت است .
و اوّل كسى كه با اين رنگ سياه و جامهء مويين تمثّل كرد جبرئل بود كه خود را به اين رنگ بر آدم عرضه كرد . چون آدم از بهشت به زمين فرود آمد و اندوه او دراز شد و غم و حسرت او عظيم گشت او در عبادت و قيام و صيام بسيار كوشيد و گريه را عادت كرد . جبرئيل در صورت راهبى بر وى پيدا شد . « عليه مدرعة من شعر اسود و فى وسطه زنّار من الوبر . » چو آدم به او نظر كرد پرسيد كه تو كيستى و اين چه حزن است كه از تو ظاهر شده است ؟ يعنى رنگ سياه و جامهء مويين .
جبرئل گفت : حزن من بر گناه من است ، و اين لبس من از براى مذلّت نفس من است مر خداى
أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 30
مساهمون: ايرج افشار
ص٣٠