47 - مولود دوم نبات است . و حصول اين از فيوض مغلوبهء ثوابت و سيارات ، كه به زمين رسيده است .
48 - مولود سيم حيوان است . و حصول آن از تشبث فيوض غالبهء سيارات و ثوابت و مغلوبهء كرسى كه فلك اطلسش مىخوانند به زمين است . و نوع كامل جنس حيوان ، انسان آمد و خاتم المواليد شد و حامل امانت معارف اسماء و صفات و ذات آمد و مستحق خلافت حق تعالى گشت . و به بركت اين فيوض صادره از عالم لاهوت و جبروت و ملكوت و لطائف امريهء مستكنه در آباء و امهات عالم ناسوت و حقايق مدرجه كه در لطائف سبعه مودع [ است ] در مقام عروج به اصل خود رجوع كرده به وصول خود بدان اصول مبتهج خواهد شد و لذات دائمه ابدالآباد خواهد يافت .
49 - اول : حصول لطيفهء قالبى او كه بدان از جنس حيوان ممتاز مىشود و بعد خراب بدن المجعول باقى مىماند از فيوض غالبهء كرسى و مغلوبهء عرش است كه به زمين رسيده و صاحب اين لطيفه را انسان آفاقى مىگوييم كه در افق شمال و جنوب هستند و از حليت كتاب و حكمت عاطل .
50 - دوم : حصول لطيفهء نفسى او كه بدان از انسان آفاقى ممتاز مىشود و به نوعى رعايت امور سياسى و طهارى و عبادى بر خود واجب مىداند فاما اكتساب بدن باقى از ظلمانيات لقمات حظوظى مىكنند و عقيدهء جازمهء ايشان مطابق واقع نيفتاده و اسم كفر بديشان اطلاق افتاده از فيوض غالبهء عرش و مغلوبهء لوح است كه به زمين رسيده است . و در هر يكى از اين لطائف ، فيوضى ديگر بوده و ليكن در تراب طبيعت مدسى شده 202 - كه
قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها
[ 91 / 10 ] اشارت بدان است .
51 - سيم : حصول لطيفهء قلبى كه صاحبش [ قدم ] در دايرهء اسلام نهاده و ظلمت بدن مكتسبش از ظلمت طبيعت بيرون آمده و به نور ايمان منصبغ شده از فيوض غالبهء جواهر و مغلوبهء مداد نورى است و مغلوبهء دوات روحى كه به زمين رسيده است .
52 - چهارم : حصول لطيفهء سرى كه صاحبش به نور ايمان كامل مزين