تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
كه در علم تعبير به كمال درجات ملتقيان نرسيده‌اند اضغاث احلام دانسته ، و فى الحقيقة آن را تعبيرى بوده كما نطق به حكاية له عن المعبرين الناقصين حيث يقول :
قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ وَ ما نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الْأَحْلامِ بِعالِمِينَ
[ 12 / 44 ] و چون بر رأى يوسف صديق - عليه السلام - عرضه كردند تعبير فرمود و بر همان وجهى كه فرموده بود به ظهور آمد . 39 - و ديگر آنكه وقايع را در عالم وجود بيننده حكمتى است خاص ، و در خارج حكمتى است ديگر . و سالك را جز با حكم خاص كه بدان سبب او را بر كمال و نقصان و ضعف و قوت خود در ارادت و سلوك اطلاع حاصل خواهد آمد كار نيست . اگر در خارج كه عالم شهادت است ظاهر شود يا نشود التفات نكند فاما چون سير در عالم غيب سابغ افتاد 199 - احتياط هرچه تمام‌تر واجب باشد كردن ، از آنكه مزلة الاقدام آنجا در صفات و ذات حق خواهد بود . اگر نعوذ بالله خطايى واقع شود خسران عظيم و غبن فاحش باشد . و اگر بر آن خطا از عالم فنا بيرون رود بدن مكتسب او متألم ماند . نعوذ بالله من ذلك الاعتقاد الجازم غير مطابق الواقع . و اين بدن مكتسب لطائف امريهء مستكنه در خلقيات از عناصر و غيرها كه به علت جنسيت فيض نفس ناطقه او را جذب كرده تا متشبث او باشد بعد خراب البدن المجعول . 40 - پس اى برادر فرزند صفت ! جهد نماى تا به تنزلات فيوض الهى كه
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ
[ 32 / 5 ] از سماى عالم الهى به زمين امكان نزول كرده ، اشارت بدان است به ترتيب دريابى ، و بعد از آن بر كيفيت عروج كه
ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ
[ 32 / 5 ] عبارت از آن است مطلع شوى ، تا آنچه در وقايع مشاهده كرده [ اى ] سر آن معلوم كنى ، و آنچه گويى ديده و دانسته گويى ؛ از آنكه خلق بعضى مىگويند و نمىدانند ، و نمىبينند آنچه مىگويند . و بعضى مىگويند و مىدانند و ليكن نمىبينند . و بعضى مىگويند و مىبينند و ليكن نمىدانند . و بعضى مىگويند و مىدانند و مىبينند . و اين طايفه اكمل خلق‌اند . حق تعالى آن برادر فرزند صفت را از اين قسم گرداناد و خلق را از او برخوردارى تمام كرامت كناد . و يقين مىدانم كه اين دعا به اجابت مقرون