تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
الخلق و وضوؤه ضياء فى الليل و النهار ، و ذكره ثناء فى الصورة و المعنى ، و نفيه صفاء فى الآفاق و الانفس و ربطه وفاء فى المحبية و المحبوبية ، و تركه حياء فى العبودية و الربوبية . مرده‌اى زنده كه زبدهء كائنات باشد و محيى قلوب ميته ، داراى نفوس موات . و صوفيى كه از صحبت او مكدرات صافى شود و او از كدورات انسانى مكدر نشود . 34 - اى برادر عزيز ! با وجود مرتبهء الاخوة فى الله رابطهء شفقت فرزندى در دل بيدل اين بيچاره مستحكم كرده‌اى ، تا درويش را يك سال در مقام خدمتش باز ندارى تا نفس او پايمال خدمت ، و هواى او مغلوب نشود به ذكرش نفرمايى ؛ چه ذكر همچون تخم است و باطن ذاكر همچون زمين . تا زمين را قابليت تمام حاصل نيايد تخم انداختن فايده ندهد بلكه تخم نيز ضايع شود . در سال دوم چون قابليت تمام حاصل آمده باشد اوقات شام و صباح به ذكرش مشغول گرداند و باقى اوقات به خدمت خلوتيان مصروف مىدارد و از خانقاه به هيچ خدمتى بيرون نرود ، بر وفق اهل مجاور خانقاه مىباشد و بعضى اوقات به خدمت و بعضى [ وقتها ] به ذكر مشغول مىباشد . و اگر به نادر كامل استعدادى افتد و وقت بر او غالب بود و در قدم اول به خدمت شيخ مشغول شود و راهش پيش رود بر آن قياس نكند كه لا حكم على النادر . سخن كاملان مكمل صاحب تجارب است . 35 - بعد از دوم سال اگر استعداد خلوت نشستن و رعايت شرائط خلوت كردن كما هو حقه در او تفرس كند و از حق يا از روح نبى يا از روح ولى يا از دل او به شرط آنكه صافى باشد و از خوشامد خلوت نشاندن و به كمال رسانيدن 11 اشارتى آيد به خلوتش در آرد و از افراط و تفريط در جميع امور ، خاصه در لقمه نگاهش دارد و در تعبير وقايع احتياط تمام به جاى آرد . و در شنودن وقايع ايشان بايد كه دل حاضر گرداند تا صورت واقعه را در غيب مشاهده تواند كرد . و اگر زيادت و نقصانى در تقرير طارى شود تعبير نكند بلكه تنبيه كند و حجت گيرد تا من بعد به علم از وقايع چيزى كم نكند و بر