تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
است و المرء مخبوء تحت لسانه 184 - سخن اهل كمال است . و قد قيل : المرء يعرف بطي لسانه لا بطيلسانه 185 - . 233 - ديگر غلطى كه بعضى را افتاد و مغرور شدند ، و خود را در اثناى 226 سلوك به كمال رسيده پنداشتند ، از آن بود كه در حبالهء مردى راه رفتهء كاركردهء به مقصود رسيده بيامده بودند ولى داد تسليم نداده بودند 227 . لاجرم چون به نور لطيفهء قالبيه رسيدند ، فرياد
أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى
[ 79 / 24 ] برآوردند ، و ندانستند كه در هر لطيفه‌اى نور ربوبيت تعبيه است كه بدان سبب تربيت مىتواند يافتن . و همچنين چون به نور لطيفهء نفسيه رسيدند ، به أنا أنا و أنت أنت گفتن مبتلا شدند . و چون به لطيفهء قلبيه و اصل شدند ، نعرهء أنا الحق به عيون رسانيدند . 234 - در اينجا سرى است بشنو . يعنى : هركه به لطيفهء قلبيه رسيد ، و اين نفس از او ويران و مردود شود 228 از آنكه او اين دم در نفى خود و اثبات حق مىزند ، و بر قدم ايمان ثابت است ، خلاف واصلان به لطيفهء قالبيه و نفسيه كه ايشان دم از اثبات خود مىزنند . لاجرم به دركات جهل مبتلا مىشوند . و هر سالكى كه به انوار لطائف سريه و روحيه و خفيه و حقيه رسيدند و محفوظ نبودند و مثل اين دمى زدند [ از حق دور شدند و به دركات جهل گرفتار ] . و چون در باز گفتن آن فايده زيادت نديدم بساط بيان طى كردم . و در تجليات صورى و نورى نيز غلطها بسيار آمد . اگر سالك در حجر ولايت مرشدى كامل مكمل - كه ارشاد او متصل باشد با دم [ قطب ] الاولياء على مرتضى عليه السلام و سلام رسوله و حبيبه - بيامده باشد و ناآمده داد تسليم بداده ، از اين ورطات دشوار خلاص تواند يافت . 235 - اى فرزند ! هر كس از بنىآدم كه چيزى را پرستيدند ، و آن چيز را معبود خود ساختند از آن بود كه در همه اشيا نور ربوبيت مودع بود و قيام همه به حق . اگر دقيقهء نورى يا دقيقهء حقى را - كه هيچ چيز بىآن وجود ندارد - در چيزى مشاهده كردند ، يا حق تعالى در تجلى صورى و نورى در صورت آن دقيقهء حقى و دقيقهء نورى خود را بديشان نمود ، و به خود