تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
مىاندازد . پير هرى خوش گفته است كه « مريدان ، پيران را در حال حيات شناسند تا برخورند ، و منكران بعد از وفات شناسند تا حسرت خورند » . 225 - با يزيد را - قدس الله سره - در حال حيات هيجده كس بيش نشناختند . چنان كه از او برخوردند . ديگران بيشتر آن بودند كه در ايذاى او يد بيضا نمودند . امروز چون او درگذشته است ، همه خلق مريد گور او شده‌اند 221 ؛ از آنكه از راه حس هيئت بشرى او نمىبينند و به گوش كمالات او مىشنوند . 226 - و نفس را چون تسليم نمىبايد شد و در قيد اوامر و نواهى كه خلاف طبعش بودى نمىبايد آمد ، آسانش مىآيد مريد شدن . و چون شيطان طلب او را به شكى چند دربند كرد تا بيچاره طالب نتواند كه از سرچشمهء دل زنده تنى به آب زندگانى جاويد رسد از اغواى او ورق بازگردانيده و بدان قانع شده كه راه كمال آن است كه بر اوست 222 . 227 - اى عزيز من ! نصيحت من به گوش هوش استماع كن ، و در اولياى حق به چشم عزت نگر ، و مگذار تا عقل ، مجال اعتراض يابد تا به مرتبه [ اى ] كه مراد من است ايزدت برساند . ان شاء الله تعالى . 228 - اى عزيز من ! اگر توفيق رفيق سالك نشدى به كعبهء وصال كى رسيدى ، و اگر نور ارادتش شمع هدايت نيفروختى جمال ولايتش را طالب چون ديدى . 229 - اى عزيز ! در راه از كرامات عيانى و بيانى خرسنگها است ، زنهار تا بدينها التفات نكنى ، و بيقين بدانى كه
در هر گامى هزار دام است اى جان * نامردان را عشق حرام است اى جان
يعنى : جز به معشوق ، به هرچه التفات كنى نه عاشقى .
ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى
[ 53 / 17 ] حكايت از صدق عاشق است . بيت
ما را خواهى خطى به عالم دركش * كاندر يك دل دو دوستى نايد خوش
ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ
. [ 33 / 4 ]