تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
ما را خواهى همه حديث ما كن * خوفا ما كن ، ز ديگران خو واكن 223 ما زيباييم ياد ما زيبا كن * با ما به دو دل مباش ، دل يكتا كن
230 - اى فرزند ! انعامات عيانى نصيب بله اهل طريقت افتاد و كرامات بيانى حصهء زيركان اهل طريقت شد . در أكثر أهل الجنة البله و عليون لذوى الالباب 181 - مصطفى - صلى الله عليه و سلم - به هر دو طايفه اشارت فرمود .
وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ
* يا ولدى عليون *
كِتابٌ مَرْقُومٌ * يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ
. [ 83 / 19 - 21 ] و ليكن مرد عاشق بايد كه به نظر ارادت در كرامات بيانى هم ننگرد .
بهرچ از راه بازافتى چه كفر آن حرف و چه ايمان 224 * بهرچ از دوست و امانى چه زشت آن نقش و چه زيبا
حجاب ، حجاب است خواه از گل باش ، خواه از زر . چون دوست به دست آمد به حكم كل الصيد فى جوف الفرا 182 - . 225 همه در دست [ است ] و دست نه . بعد از اين به حكم فوق كل ذى علم عليم فرق ميان مقربان پيدا شود . 231 - جماعتى كه در تجريد توحيد قدم زنند ، ديگر باشند . چنان كه ابو يزيد - قدس الله سره - از آن دم زد كه اختلاف العلماء رحمة 183 - ، لا فى تجريد التوحيد و لو لا اختلاف العلماء لبقيت ، أى فى الطريق . و جماعتى كه در تجريد توحيد به تفريد كه ثمرهء آن تنزيه است ، رسيدند ديگراند ، و جماعتى ديگر كه در كثرت خلق ، وحدت حق ، بىتكلف تجريد و تفريد و توحيد مشاهده كردند و به ديدهء حق ، حق را و به حق ، خلق را خلق به حق ديدند از حق ، به حق ، دايما ، برخوردار گشتند . 232 - اى فرزند ! بيقين بدان كه ثمرهء شجره انسانى سخن است ، و او به نطق از حيوانات ممتاز . هركه را حق تعالى توفيق داد تا در بيان داد سخن دارد و ذوق آن دل و جان تو دريافت و عقل و نقل را در آنجا مجال اعتراض نماند ، بدان كه شجرهء او بس شريف افتاده است . و فرق ميان افاضل شجرات انسانى و حكم بر افضليت يكى از ثانى ، جز بدانكه گفتم نتوان كرد . و بر صدق آن دعوى اعجاز قرآن كه به خاتم النبيين - عليه السلام - آمده شاهدى عدل