آنكه مؤلف باشد يا نه ؟ اگر نباشد ، خالى نباشد از آنكه قابل تأليف باشد يا نه ؟
اگر نباشد جوهر نفس است كه عرش 135 عبارت از آن است . و اگر باشد ، بنگريم كه ذو فعل است يا نه ؟ اگر هست جوهر صورت است ، و اگر نيست جوهر ماده است كه قابل فعل جوهر صورت است .
139 - و اگر مؤلف باشد جسم است 136 . و آن خالى نباشد از آنكه حركت او نظامى باشد يا نه ؟ اگر باشد افلاك است ، و اگر نباشد عناصر است كه داراى حركت هياميه است 137 . و اينها را بسيط نسبى مىگوييم .
140 - و اگر بسيط نباشد ، بنگريم كه تركيب او از عنصريات است يا نه ؟ اگر نيست ملك است كه حصول او از تشبث فيوض نفسيه و عقليه است متساويه به اجرام لطيفهء فلكيه .
141 - و اگر از عناصر است ، بنگريم كه از جميع عناصر است يا نه ؟
اگر نيست ، جن است كه حصول او از تشبث فيض نفس است غالبا ، و فيض عقل است 138 مغلوبا به جرم عنصريات . آنچه متشبث به اعلى طرف اثير است كه قريب است من فلك القمر ، جن مؤمن است 139 . و آنچه بىادنى طرف اثير است كه قريب است من الهواء ، جن كافر است كه شيطان مرتدش مىگوييم كه طريد است از سدهء قريب .
142 - و اگر مركب است از عنصريات ، بنگريم كه نشو و نما دارد يا نه اگر ندارد معادن است كه حصول او از تشبث فيوض جرم افلاك است غالبا ، و فيوض سيارات 140 مغلوبا به زمين . و اگر نشو و نما دارد 141 بنگريم كه حس و حركت اختيارى دارد يا نه . اگر ندارد ، نبات است كه حصول آن از تشبث فيوض اجرام افلاك ثمانيهء سياره است غالبا ، و فيوض ثوابت مغلوبا به زمين .
و اگر دارد بنگريم كه بعد خراب البدن المجعول ، از او لطيفهء مدرك باقى مىماند يا نه . اگر نمىماند حيوان است كه حصول آن از تشبث فيوض ثوابت و سيارات است غالبا ، و فيوض كرسى مغلوبا بر زمين ، كه بعضى فلك اطلسش مىگويند به اعتبار آنكه از نقوش كواكب سياره افتاده است . و بعضى فلك الافلاك گويند 142 به اعتبار آنكه هر روز افلاك ثمانيه را بر خلاف حركت
مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 215
مساهمون: نجيب مايل هروى
ص٢١٥