تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
او عرض است . 128 - فاما حق تعالى در صلب جوهر نفس فيوضى از راه ذرات ذريات - كه در صلب آدم وديعت نهاده - آفريده بوده ، تا چون وقت ظهور ذره - كه قابل فيضى كه نفس زيد راست و بدان از بكر ممتاز مىشود - شود ، آن فيض مربى آن ذره شود ، و لطائف امريه را 124 - كه در آن ذره و در عناصر و افلاك مستكن بوده - به علت جنسيت به خود جذب كند ، و متعلقى باقى كه دايم از غير خود بدان ممتاز و قابل فيوض متواترهء حق تعالى باشد حاصل كند . چون بدن مجعول دنيوى 125 از او باز افتد ، آن فيض با آن بدن مكتسب خود در عالم غيب - كه آخرتش مىخوانيم - باقى ماند . اگر مكتسبات او در بازار دنيا مكدر بوده ، متألم باشد ، و اگر مصفا بوده متنعم . 129 - و كتب را كه به انبيا فرستاد بدين سبب بود تا انبيا امت را تعليم دهند كه كسب بر چه نهج مىبايد كرد تا مكدر نباشد . و اگر ناگاه كدورتى كسب كرده باشد ، دفع آن چگونه مىبايد كرد . غرض آن است كه امروز در اين بازار و مزرعه تاجر و زارع را جهد مىبايد نمود تا بر وفق قانون حكمت نبوى مكتسبات خود را از ظلمات طبيعت و كدورات هوا پاك گرداند تا دايما از فيض لطف الهى برخوردارى يابد . و اگر بر خلاف قانون حكمت نبوى به كسب مشغول شود بدنى 126 ظلمانى مكدر فيض نفس را حاصل شود ، و دايما از فيض قهر مستفيض و از آن متألم باشد . 130 - چون اين اسرار مكشوف تو شود بر حقيقت دنيا و آخرت و ثواب و عقاب اطلاعت حاصل آيد و از ظنون فاسده فارغ شوى ، و يقين بدانى كه آن ذره كه در صلب آدم بوده از آن هر ذريهء نامحسوس است . و بدن محشور آن ذره و اجزاى عنصرى كه محاسن آن ذره بوده و در وقت بدل ما يتحلل بدن مجعول به جهت 127 جنسيت آن ذره اجزاى محاسن خود را به خود جذب كرده ، خواهد بود . و آن بدن محشور بعد الموت در برزخ از فيض نفس محروم باشد ، و از آفت معرفت ايمن . 131 - پس بدن مجعول اين [ بدن ] محلول است ، و او بعد الموت
مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 212 | نجيب مايل هروى / علاء الدوله سمنانى