تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
متفرق شود و هر عنصرى از او به اصل خود لاحق شود . و بدن مكتسب هرگز از فيض نفس جدا نشود . و بدن ذرى - كه محشور است - بعد الموت از فيض نفس جدا بود و در محشر به دو پيوندد به امر حق ، كه از فيض مغناطيس صفت او را به خود جذب كند . 132 - فاما نفس در اين مقام شبهه القا كند كه از كجا معلوم كرده‌اى كه بعد الخراب - يعنى خراب البدن المجعول - لطيفهء مدركه باقى خواهد ماند ؟ جوابش چنين گو كه امروز بيقين ادراك داريم و مىدانيم كه اين ادراك در حال نطفگى و علقگى نداشتيم . پس يقين شد كه ادراك خاصهء غير بدن مجعول است . 133 - و چون اين معنى محقق شد ، درست گشت كه آن لطيفهء مدركه كه به سبب فيض او اين بدن مجعول را - كه اصلش نطفه است - ادراك حاصل شد ، اگر بىبدن مجعول ماند ، همچنان مدرك باشد . پس بدن مجعول او را همچو لوحى بوده كودك را ، كه استادش علوم بر آنجا نقش مىكرده تا او بىادراكى كه داشته ، آن را مىخوانده و فهم مىكرده و در جوهر او ثابت مىشده و به تفاصيل آن معرفتى [ كه ] از راه اجمال دانسته ، رسيده . چون تمام دريافت و لوح سوخته شد آن علوم منقوشه را كه بر ذهن كودك منتقش شده هيچ خللى نرسيد ، و كودك از كشيدن لوح فارغ شود 128 . 134 - و اين بحث به طريق برهان در مشارع كبرى كرده‌ايم ، از آنجا مفصل فهم كن . و اين حقيقت كشف نشود تا بر ترتيب آفرينش مطلع نكردى . پس ما به طريق حصر اشيا ترتيب آفرينش 129 را بيان كنيم ان شاء الله تعالى ، تا موجب اطمينان دل شود ، و نفس معاند در دايرهء اسلام به تسليم گردن نهد ، و در حظيرهء قدس ايمان كه امان از اوهام و شكوك و ظنون جز در آنجا 130 حاصل نشود داخل شوى ، و به دل و جان و زفان بگويى كه آمنت بالله و بما جاء من عند الله على مراد الله ، و آمنت برسول الله و بما جاء من عند رسول الله على مراد رسول الله و تبرأت عن جحد الله و عن جحد رسول الله و الالحاد فى كلام الله و كلام رسول الله . 135 - بعد از اين بدان اى فرزند عزيز - اعطاك الله فهما صالحا