تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
114 - اى فرزند بيقين بدان كه آنچه صاحب شريعت فرموده ، عين صدق است و محض حق است . هر وقت كه حق تعالى خواهد كه حشر اجساد كند جوهر نفس را اشارت كند تا به قوت مغناطيسى كه در او وديعت نهاده است آن ذره قابله فيض تربيت او - كه در صلب آدم مودع بود و اجزاء مناسبهء آن ذره كه در رحم مادر خاك تعبيه بود و در وقت عروج بدان ذره متصل شده - جذب كند ، و در زمين ساهره محشور گردد . 115 - اينجا لطيفه [ اى ] فهم كن ؛ بدان كه بدن مجعول محلول مشيمه در شكم مادر عالم كون و فساد و قابل فيض نفس آن ذره‌اى است كه در صلب آدم وديعت نهاده و بدان ذره نفس زيد از نفس بكر ممتاز مىشود . و بدن مكتسب ، لطائف امريه است كه در عناصر مستكن بوده و به علت جنسيت فيض جوهر نفس آن را به خود جذب كرده است ، و متشبث ابدى او كه هرگز از او منفصل نشود بدن مكتسب است . و بدن محشور آن ذره قابله مودعه [ است ] در صلب آدم ، كه اجزاء عنصرى 114 او كه در وقت عروج ، جهت بدل ما يتحلل بدن مجعول به دو متصل شده ، پس هرچه 115 در حيات شخص و بعد از وفات او در گور محلول مىشود بدن مجعول است . و هرچه با آن ذره اصليه مناسبت دارد كه نفس مغناطيس صفت آن را جذب خواهد كرد به فرمان حق عند قيام القيامة الكبرى فى ارض الساهرة ؛ بدن محشور است . و آن لطائف امريهء مستكنه - كه جان عناصر است و به علت جنسيت فيض نفس كه مدبر بدن مجعول است - به خود جذب كرده ، و متشبث باقى غير منفصل او گشته ؛ بدن مكتسب است . 116 - و دل اين بدن مكتسب لطيفهء انائيت 116 است . و آن حقايقىاند كه قيام لطائف امريه بدان است ، و لطيفهء حقيه آن را به خود جذب كرده تا آيينهء جلال و جمال حق باشد . 117 - و مقصود از اين ابدان و نفوس و عقول و ارواح و امر و خلق و اظهار غيب و شهادت و اثبات آفاق و انفس ، آن لطيفهء انائيت كامله [ است ] كه آيينهء جلال و جمال حق است .
مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 209 | نجيب مايل هروى / علاء الدوله سمنانى